اختصاصی

چالش یک تفکر سنتی ... / نگاهی به «زندگی آقا و خانم میم»

 

**½** 

مجید رحیمی جعفری – از سری یادداشت‎های سی‎امین جشنواره فیلم فجر

حمید فرخ نژاد و مهتاب کرامتی در زندگی خصوصی اقا و خانم میم 

زندگی خصوصی آقا و خانم میم که در بخش خارج از مسابقه به نمایش درآمد از اغلب فیلم‎های بسیار ضعیفی که در بخش مسابقه قرار گرفته‎اند بهتر است. یکی از نکاتی که در مورد این فیلم سؤال برانگیز است قرار گرفتن آن در بخش خارج از مسابقه می‎باشد. این فیلم نه خط قرمز خاصی را شکسته است و نه هیچ چیز دیگر و برای همه این سؤال وجود دارد که در میان خیل عظیم آثار بی‎ارزش جشنواره چرا باید یک فیلمی که لااقل از یک استانداردی برخوردار است باید در خارج از مسابقه اکران شود.

زندگی خصوصی ... دو قطب نگرش را در مقابل یکدیگر قرار می‎دهد. نگرشی که همیشه زنان به مردان دارند و مردان در سوی مخالف معتقدند اگر خود در چنین شرایطی قرار گیرند بهتر عمل می‎کنند. نمونه چنین فیلم‎هایی را در مورد ماندن مرد در خانه و امتحان کار کردن همسرش را مشاهده کرده‎ایم؛ اما حجازی این بار ما را به دل تفکر و عقیده مردان ایرانی می‎برد.

حمیدفرخ‎نژاد که در هر نقشی می‎درخشد و در این فیلم‎ هم یک بازی منحصر به فرد ارایه کرده است در نقش آقای میم دست خانواده‎اش را گرفته و به دیاری برده است که شغل مدیرعاملی پیشنهاد شده است. این خانواده فرق زیادی بین خود و دیگران می‎بیند و سعی دارد هم‎رنگ اطرافیان شوند. آقای میم مدام از سوی خانم میم (مهتاب کرامتی) مورد سؤال قرار می‎گیرد که به کجا می‎رود و با چه کسی تلفن حرف می‎زند و آقای میم هم جواب اغلب مردان ایرانی به همسرش را می‎دهد.

این تفکر همواره در بین مردان وجود دارد که همسرشان آن‎ها را باید راحت گذارند و آن‎ها حق دارند هر کاری می‎خواهند بکنند. وقتی همسرشان طلب چنین حقی را در مقابل کنند در کلام مردان خود را دموکرات نشان می‎دهند و دقیقا نیمه دوم فیلم حجازی همین تفکر را به بحث می‎گیرد. خانم میم با دروغی که همسرش می‎گوید طراح همان شرکت می‎شود. همسرش او را مانند زنانی می‎کند که خودش از دیدنشان ابا داشته است. خانم میم ذره ذره در ورطه‎ای غوطه‎ور می‎شود که همسرش برایش ترتیب داده و نزد او هم کلی مشکل ایجاد شده است.

آقای میم از قرارهای همسرش مورد آسیب روحی قرار می‎گیرد و مدام خودش را می‎خورد، بدخلقی می‎کند و دعوا راه می‎اندازد تا این‎که بحث باردار بودن همسرش میان می‎آید و فیلم با یک پایان باز که همسر مرد را در پشت چراغ قرمز ترک می‎کند به پایان می‎رسد. اساسا فیلم چنین تفکری را به چالش می‎کشد و آن را یکی از مهم‎ترین فیلم‎های فمینیستی سینمای ایران می‎توان لقب داد؛ اما جهان‎بینی فیلم ضعف‎های عمده‎ای در کنار ضعف‎های ساختار درام دارد.

برگه‎ای که مدام به عنوان مؤلفه‎ای برای تعلیق نشان داده می‎شود هیچ کارکرد دراماتیکی ندارد جز این‎که خانم میم سه ماه باردار بوده و قصد دارد بچه‎اش را نگه دارد. روند داستان هیچ اوج و فرودی ندارد و تنها لحظات در خدمت دو قطب نگرش قرار گرفته‎اند. به طور مثال عوض کردن جور و واجور لباس‎ها از سوی خانم میم و برخی لحظات کمیک که عمق فاجعه چنین نگرش‎هایی به تصویر کشیده نمی‎شود. فاجعه‎ی نهایی برای مخاطب فاجعه‎بار به تصویر کشیده نشده است. مثلا مهم‎ترین امر برای این‎که خانم میم از دست همسرش ناراحت شود بددلی آقای میم است که چه فکرهای بدی در مورد همسرش می‎کرده زمانی که او در مطب دکتر بوده است. خیلی سریع از چنین فاجعه‎ای گذر می‎شود و خانم میم جای دیگری آقای میم را ترک می‎کند که باز هم ممکن است بازگردد و این زندگی معلوم نیست چگونه دنبال شود.

 

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

دیدگاه‌ها  

0 #1 سارا 1391-12-26 22:33
ضعیف ترین نکته فیلم اینجاس که چرا تا آخر فیلم معلوم نشد اون مکالمه اول فیلم که خانم میم با یه نفر داشت و گفت من بچه دارم آشوب به پا نکن... با کی بود!!!!!!!!انگار می خواست بیننده رو گول بزنه و سر کار بزاره فقط
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

  • در باب پستی

    مقدمه: "تراکینگ شات کاپو" فرمولی از ژاک ریوت بود که در دستان سرژ دنی و تنی چند از روشنفکران دیگر [در گذر زمان] بدل به اسطوره‌ی سینه‌فیل‌های ارتدوکس ش...

بانک اطلاعات هنری