اختصاصی

  • خرس طلای برلین 2020 برای «شیطان وجود ندارد» از ایران

    جشنواره فیلم برلین 2020 ساعتی پیش برندگان خود را شناخت و فیلمی از ایران توانست جایزه اصلی را از آن خود کند. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر به نقل از ورایتی، هیات داوران هفتادمین دوره برلیناله از میان هجده فیلم، خرس طلایی سال ۲۰۲۰ را به فیلم "شیطان وجود ندارد" محمد رسول‌اف، کارگردان ایرانی اهدا کرد. این فیلم پیشتر جوا...
  • ژان لوک گدار، تکنولوژی و ملکه سبا از اپرای باستیل؛ لایو در دوران قرنطینه

    درست است ژان لوک گدار خود را از اجتماع دور کرده، اما بعید به نظر می‌رسد او اجتماع را از طریق مشاهداتش در صفحات مجازی رصد نکرده باشد. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر، در صورتی که برخی رسانه‌ها حرکت گدار را عجیب قلمداد کردند، اما شاید یادشان رفته او یکی از قالب شکن‌ترین افراد تاریخ سینماست. گدار نه ت...

یه عاشقانه کش‎دار / نگاهی به فیلم «یه عاشقانه ساده» ساخته سامان مقدم

 

****1/2

از سری یادداشت‎های روزانه جشنواره فیلم فجر

 مهناز افشار در یه عاشقانه ساده

یه عاشقانه ساده از فیلم‎هایی بود که هم به دلیل اسمش هم به دلیل اسم بازیگران آدم را کنجکاو می‎کند به تماشای آن بنشیند. شاید مثل من منتظر تماشای یک عاشقانه ساده و روان باشید اما باید بگویم که اشتباه کرده‎اید، چون فیلم فقط در همان دقایق ابتدایی یک عاشقانه ساده و زیبا میان دو کودک است و به محض گذر به بزرگسالی همه چیز کلیشه‎ای، داستان نخ‎نما و کهنه در عوض سادگی می‎شود.

تنها چیزی که در این بین ساده است داستان فیلم می‎باشد. دختر و پسری در یک روستا همدیگر را می‎خواهند و بنا بر رسم و رسومات پدر دختر با پدر فرد دیگری وعده کرده‎اند تا دختر به عقد پسر کدخدا درآید. دختر حیا می‎کند و پسر عاشق پیشه هم نمی‎خواهد پا روی سنت‎ها گذارد و تنها کش‎مکش داستان –که البته هیچ کش مکشی شکل نمی‎گیرد- همین امر است.

یکی از مواردی که در فیلم‎ها به آن‎ها دقت نمی‎شود تناسب سنی بازیگران است که برای جور درآمدن با هم نیز عمل خاصی صورت نمی‎گیرد. مهناز افشار و مصطفی زمانی عاشق یکدیگر هستند و جالب اینکه فاصله سنیشان با یکدیگر در واقعیت زیاد است و در فضای فیلم زمانی کوچکتر از سنی که دارد هم به نظر می‎رسد و گریم بسیار بدی دارد. او در این فیلم نمی‎خواهد با خواستگار هم درگیر شود و منتظر می‎ماند تا شاطر موافقت کند. این‎جا دختر است که پا بر حیای خود می‎گذارد که در فضای روستایی شناخته می‎شود.

شاطر موضع خود را مشخص نمی‎کند و تنها می‎توان از مهلت خواستنش از کدخدا حدس بر به دست آوردن دل دخترش نسبت داد. او دین به کدخدا دارد و پول قرض کرده است. برای پرداخت پول به کدخدا داخل خمیر مخدر می‎ریزد که معلوم نیست این مخدرها را از کجا آورده است.

اگر فیلمنامه ضعیف را کنار گذاریم به ریتم بسیار کند فیلم می‎رسیم. فیلم بسیار در سکون می‎گذرد و برخی اوقات شاید پویایی دیده نمی‎شود. صدای خواهر کرامت هم از آن مواردی است که معلوم نیست چرا لااقل صداگذاری نشده تا مخاطب با شنیدن آن اذیت نشود. نازدل هر از گاهی برای دیدن مأمور جاده نامه پست می‎کند که آن هم هیچ توجیهی ندارد. اگر تنها برای دیدن مأمور هست و هر دفعه خیلی واضح علاقه خود را مطرح می‎کند چرا از چیزهایی استفاده نمی‎کند که در فضای روستایی متداول‎تر است. فیلم به ما هیچ موقعیتی از روستا را نشان نمی‎دهد تا با خیال راحت بازیگرها هر کدام با هر لهجه‎ای بخواهند حرف بزنند و برای ما هم لابد نباید سؤالی پیش بیاید! کرامت، شاطر، کدخدا و ... هر کدام یک گویش دارند.

 

 

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

  • در باب پستی

    مقدمه: "تراکینگ شات کاپو" فرمولی از ژاک ریوت بود که در دستان سرژ دنی و تنی چند از روشنفکران دیگر [در گذر زمان] بدل به اسطوره‌ی سینه‌فیل‌های ارتدوکس ش...

بانک اطلاعات هنری