اختصاصی

  • خرس طلای برلین 2020 برای «شیطان وجود ندارد» از ایران

    جشنواره فیلم برلین 2020 ساعتی پیش برندگان خود را شناخت و فیلمی از ایران توانست جایزه اصلی را از آن خود کند. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر به نقل از ورایتی، هیات داوران هفتادمین دوره برلیناله از میان هجده فیلم، خرس طلایی سال ۲۰۲۰ را به فیلم "شیطان وجود ندارد" محمد رسول‌اف، کارگردان ایرانی اهدا کرد. این فیلم پیشتر جوا...
  • ژان لوک گدار، تکنولوژی و ملکه سبا از اپرای باستیل؛ لایو در دوران قرنطینه

    درست است ژان لوک گدار خود را از اجتماع دور کرده، اما بعید به نظر می‌رسد او اجتماع را از طریق مشاهداتش در صفحات مجازی رصد نکرده باشد. به گزارش بخش سینمایی آکادمی هنر، در صورتی که برخی رسانه‌ها حرکت گدار را عجیب قلمداد کردند، اما شاید یادشان رفته او یکی از قالب شکن‌ترین افراد تاریخ سینماست. گدار نه ت...

اداها و پزهای روشنفکری / نگاهی به فیلم «برف روی کاج‎ها»

 

***½*

از سری یادداشت های سی امین جشنواره فیلم فَجر

مهناز افشار در برف روی کاج ها 

پیمان معادی کار خود را به عنوان فیلمنامه نویس آغاز کرد در دو فیلم فرهادی به بازیگر دوست‎داشتنی و قابل احترام تبدیل گشت و حال قرار بر صحبت در مورد اولین فیلم او هستیم. برف روی کاجها محصول سینمای مستقل ایران است که داستان عاشقانه‎ای را انتخاب کرده است.

فیلم برف روی کاجها سیاه و سفید است و این امر شاید تنها در سینمای ایران است که بدون هیچ هدفی رخ می‎دهد. فیلمساز دنیای بی‎روح معلم پیانو را که نقش آن را مهناز افشار بازی می‎کند در سیاه و سفید زیباتر دیده است و اگر چنین عملی بیشتر به یک ادا دربیاید چه بسا که تعداد فیلم‎های سیاه و سفید سال به سال بیشتر شود.

معلم پیانو در ابتدا با شاگردان مختلفی روبه‎رو است که هیچ کدام ویژگی خاصی ندارند و تنها شاگرد اصلی او با دوستش گه گاهی تلفنی صحبت می‎کند. شاگردش دو جلسه غیبت دارد و معلمش برای پیدا کردنش از هیچ فعالیتی دریغ نمی‎کند. ویژگی‎های خاصی از شاگرد و معلم مشاهده نمی‎کنیم. مهناز افشار را نمی‎شناسیم. تنها شخصیتی است که خیلی ساده و بی‎رنگ زندگیش را دنبال می‎کرده و هیچ‎گاه تصور خیانت را هم نداشته است. چنین مواردی در مورد هر چیز دیگری می‎توانست باشد اما چرا یک معلم پیانو که روح خاصی اغلبشان دارند و این معلم پیانو بی‎روح مانند معلم پیانوی هانکه بی‎روح است.

پیدا کردن شاگرد هم از آن دست مواردی است که هیچ توجیهی ندارد. دوربین همواره متحرک در فیلم از دیگر مورادی است که باز هم می‎توانم بگویم به ادا تبدیل شده است. دوربین روی دستی که تصاویر سیاه و سفید به ما نشان می‎دهد که ما را با مهناز افشار همراه کند. شخصیت‎ها در اوج دموکراسی زندگی می‎کنند که همان فضای روشنفکری را می‎توان نام برد که خود مرد که گرفتار عشق نامتعارف است اعتراف می‎کند و زنش را ترک می‎کند. زن خیانت را راحت‎تر از خیانت‎های فیلم‎های دیگر می‎پذیرد و همه چیز جلو می‎رود. معلم پیانو که یک بار هم پیانو را لمس نمی‎کند! سعی در تغییر در زندگیش دارد. برای این تغییر هم مثل یک زن ایرانی منتظر نمی‎ماند خودش پیش می‎رود و عشق جدید را پیشنهاد می‎دهد. او عشق جدیدی را می‎خواهد شروع کند عشقی که سن نمی‎شناسد همان‎طور که شوهرش بزرگ‎تر به نظر می‎رسیده حال عشق جدیدش کوچک‎تر به نظر می‎آید.

پیمان معادی به عنوان یک فیلم اول، اثر خوبی را ساخته اما مشکل این است که او باید با فرهادی قیاس شود و شاید این امر در ناخودآگاه خودش هم وجود داشته که فیلمی بسازد که اگر ایدئولوژی‎های دوستش را ندارد لااقل با برخی از مواردی که نام برده شد ظاهرسازی کند.

 

 

 

درباره نویسنده :
نام نویسنده: تحریریه آکادمی هنر

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد

  • در باب پستی

    مقدمه: "تراکینگ شات کاپو" فرمولی از ژاک ریوت بود که در دستان سرژ دنی و تنی چند از روشنفکران دیگر [در گذر زمان] بدل به اسطوره‌ی سینه‌فیل‌های ارتدوکس ش...

بانک اطلاعات هنری