اختصاصی

  • جریانی نو در گالری‌داری هنر اصفهان؛ گفت‌وگو با ژیلا منانی

    «ژیلا منانی متولد اصفهان و فارغ‌التحصیل رشته زمین‌شناسی از دانشگاه اصفهان است. وی به منظور ادامه تحصیل، اقامتی نه ساله در ایتالیا داشته که این اقامت منجر به علاقه‌مندی بیشتر او به هنرهای زیبا شده و نتیجه آن گذراندن دوره‌های آزاد در رشته نقاشی در شهر جِنوای ایتالیا بوده است. وی همچنین چند سال به عنو...
مرتضی اسماعیل دوست

مرتضی اسماعیل دوست

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فعالیت‌های مطبوعاتی در رسانه‌های مختلف

فعالیت‌های هنری: ساخت فیلم کوتاه، نگارش فیلمنامه و داستان 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 3.07 (7 رای)

فیلم کوپال


«کوپال» یکی از فیلم های خوب اما مهجور این دوره از جشنواره است که در میان نام های پُرهیاهو نه توجهی به تماشایش شده و نه نقد و یادداشتی درباره‌اش می توان یافت؛ اما اندازه فیلم تجربی و خوش فکرانه «کوپال» به میزانی ارزشی دارد که بتوان درباره‌اش قلم را به جریان درآورد و از فیلمی نوشت که روایت شکارچی شکار شده در زندان خویش است. دکتر احمد کوپال به عنوان شخصیتی که تمامی پایه‌های قدرت و ثروت را در اختیار داشته و برای خود قلعه‌ای با نشان کوپال ساخته و همه اشیای پیرامونش را منقش به نامش ساخته است در اتفاقی کاملا تصادفی چنان در پیله حقارت افتاده و در قصر باشکوهش محبوس می‌افتد که حتی مجبور به این شده تا گندیده‌های پیرامونش را هم بخورد. درباره فیلم «کوپال» ساده اندیشی محض است که از دریچه «فیلمی محیط زیستی» به آن نگریسته شود چرا که سویه‌های فلسفی و نشانه‌های روانکاوانه‌ای که در شخصیت احمد کوپال می‌توان یافت، راهی برای تامل در خصوص روان‌هایی درگیر در چرخه فردگرایی می‌سازد و این که چگونه «زوال» در مسیر انحطاط اخلاقی به تدریج شکل یافته و همچون ویروسی به درون آدمی نفوذ می‌کند.

 

ادامه مطلب نقد فیلم کوپال ساخته کاظم ملایی؛ شکارچی شکار شده
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.50 (1 رای)

 

 

 

فیلم آسمان زرد کم عمق

آسمان زرد کم عمق در ادامه آثار اندیشمندانه بهرام توکلی، در ساحت دیدگاهی فلسفی و روانکاوانه در باب چگونه زیستن در محدوده‌ای آن سوتر از خط کشی‌های محتوم روزگار روایت می‌گردد. سینمایی که حول محور تخیل و سبک بالی خیال به پرواز در می‌آید و اندیشه را هم به دنبال این سفر به جنبش می‌دارد.

ادامه مطلب شعری برای رهایی / نگاهی به «آسمان زرد کم عمق» ساخته بهرام توکلی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.00 (1 رای)

آذر شهدخت پرویز و دیگران

آذر، شهدخت، پرویز و هر نام دیگری را هم می‌توان در ادامه ردیف نمود. پری، فرهاد، گلی، اسکندر، سایه، بهرام و هر که را گذرش به کوه و جاده و منطقه نیاک افتاده است. گویا برای فیلمساز چندان مهم نبوده که نام‌ها، نشانی هم داشته باشند و براساس منطقی کنارهم به سفره درآیند. در فیلمی که بخش اعظمی از آن مبتنی بر نریشن راوی بوده و نیمه ای دیگر هم در کوه و بیابان و به شرح حالی در وصف کباب! می‌پردازد، چگونه می‌توان بر مبنای مفاهیم اصولی نقد و جزئیات فرمی اثر، واژه ها را به پروازی زیبا درآورد؟ ساخته‌ای که به جای اقتباس، می‌توان آن را نوعی وام داری محض از داستانی به همین نام دانست. داستانی کلیشه‌ای از زنی که برخلاف تصور همسرِ هنرپیشه اش، دراولین حضورخود به مرتبه ای دور از تصور می‌رسد و این امر حس حسادت مرد را برمی‌انگیزد و در ادامه ورود آنی دخترِ دُردانه از فرنگ و مشکلاتی که از جدایی با خود حمل می کند، به نگاهی نزدیک از خانواده ها منجر می گردد.

 

ادامه مطلب ایست قلبی / نگاهی به فیلم آذر، شهدخت، پرویز و دیگران
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.89 (9 رای)

فیلم سرخپوست

 

بعد از مدت ها فیلمی در سینمای ایران چنان بلوغی یافته که پیوند قلم و دل را در جشن دلدادگی فراهم می سازد تا به «سرخ‌پوست»ی بپردازیم که برخلاف عقیده افرادی که همه چیز را در وجود تازگی سوژه می بینند، از یک ماجرای آشنا در سینمای جهان برمی خیزد. «یک زندانی از زندان می گریزد».  خلاقیت نیما جاویدی به عنوان نویسنده و کارگردان، بهره گیری از این اتفاق برای پرداختن به لایه های مختلفی از انسان شدن است و وقتی ارزش هنری به خود می گیرد که داستان کاملا در مسیر سینمایی حرکت می کند.

ادامه مطلب نقد فیلم سرخ‌پوست نیما جاویدی؛ سرخپوستی که سفیدپوست شد
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

فیلم پله آخر 

تنیدگی دنیای سنگی زنده ماندگان مرده دل و مرده سامان زنده جان چه غمگسار است و چه کس بار قتاله‌ی هستی را به  دوش می‌کشد؟ زنی که خیال تبسم به صحنه می‌سازد یا نارفیقی که خنجر ناجوانمردی به سینه دارد و در این میانه چهزیباست رقص عاشقانه‌ی مرده‌ای متحرک که آرزوهایش را در وادی مردگان می‌جوید و به اشتباه گاه قدم به ساختمان مخروبه‌ی نمایش مضحک این زمانه می‌گذارد. خسرو، خاطره‌ی رسیدن را در پله‌ی آخر زندگی می‌یابد و طنازانه به پیکره‌ی بی رنگ زندگی با اسباب روح سرگردانش بازی می کند و در سکوی مردگان به نظاره می‌دارد ره گم شده از چهره‌اش را در خاطر لیلیِ لحظه‌های تنهایی‌اش.

 

فیلم پله‌ی آخر، تناقض بی شمار احوال است. نقض شوم زمانه‌ی غمگساری که دشنه ی دقايق، کمر به نابودی آرزوهایش می‌نهد تا هر چه هم محاسبه‌گر جزیی‌ترین اندازه‌ها باشی، پاشنه‌ی سقوط‌ات را به لحظه‌ای مهیا توان ساخت. لبخند لیلی، تمسخری است بر پوچی ساز افسونگر روزگار که بازگویی حقیقت عشق هم در آن واگویه از ساختن مجنونی  است دروغین، پس خسرو طلب از بازگشت زمان به گذشته‌های افسون شده‌ای می نهد که شیطنت نهفته در ترنم  رهانیدگی اش، کنتراستی عجیب با پدیده‌های زمینی و روابط رنگ به رنگ آن دارد. فیلمِ علی مصفا، رقابت ارواحی گمگشته است؛ یکی مرده گی برگزیده تا به چشمِ نادیده رخشان گردد و آن یک به دنبال ایفای نقش شوهری است که در آرزوی تحقق اش در زندگانی بود و چه هوشمندانه این تناقض های چند باره به چند پارگی نمی‌انجامد.

 

فیلم پله‌ی آخر، نشان از فیلمنامه‌ای خردمندانه در سایه سار گزینش فرمی متناسب با محتوا بوده که نه درصدد خودنمایی انواع ساختارمندی‌های پست مدرنیستی است و نه پیله در انحصار قیم بودن اجرای کلاسیک می‌نهد، بلکه مقصود مسیرش را به درستی می‌داند و این نشان بدان گردیده که وادی راه با گامی استوار پی نهاده شده است. 

 

 

 

 

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

 

 

 

فیلم امروز رضا میرکریمی

زنی مسافر به نام صدیقه با چهره‌ای شکسته وارد تاکسی مردی با نام یونس می‌شود و تقاضای رساندن به بیمارستان می‌نماید. این ایده کوتاه می‌توانست تبدیل به اثری خاموش و تهی از رنگ باشد؛ اما در کالبد روح فیلمسازی دغدغه‌مند هم‌چون میرکریمی و فیلمنامه‌نویسی کاردان چون شادمهر راستین به اثری گرم و گیرا و تصاویری قاعده‌مند تبدیل می‌شود تا در کوران فیلم‌هایی بی رمق از احساس، با فیلمی ساختارمند به لحاظ سینمایی و سازه‌ای قابل اندیشه روبرو گردیم.

 

ادامه مطلب قابی رو به امید / نگاهی به فیلم «امروز» ساختة رضا میرکریمی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 0.00 (0 رای)

فیلم کلاشینکف


به راستی نوشتن در خصوص فیلم‌هایی هم قواره کلاشینکف، قلم را به تردید می‌رساند، دستی که عدم رغبت‌اش به نگارش نه از باب پیچش مفاهیم عمیق فیلم در قلب کاغذ عریان ، بلکه از حیث ناسازگاری چنین تولیداتی با مفهوم وارسته هنرمندی است. سینمایی والا که اندیشه و عشق را تصویر می‌سازد و قلمی که زیبایی‌های خفته در اثر را بر دیده مشتاق به پرواز در می‌آورد. در واقع نوشتن از کلاشینکف که مروج ابتذال و هتک حرمت به وجود مخاطبی آگاه است، چه رغبتی به نویسنده‌ای مشتاق از تحلیل می‌تواند ببخشد؟ تنها در این میان آن‌چه اسباب پیمایش قلم بر صفحه خواهد بود، تابیدن چراغی هرچند کم سو به پیکره جریانی است که فرهنگ اصیل اسلامی، ایرانی را مخدوش نموده و قابی چرکین را مقابل دریچه انباشت از تغذیه روح مخاطب می‌گشاید.

ادامه مطلب نگاهی انتقادی به فیلم کلاشینکف
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.75 (2 رای)

 


فیلم تابور، یکی از بهترین آثار هستی‌شناسانه به شمار رفته و این پنداشت، تاویلی معناگرایانه به تعریف ممکن از آن قلمداد می‌گردد. این فیلم در دایره‌ای کنش‌مند از مواجهه‌ی موجود با پدیده های پیرامون به حرکت در آمده و سپس به رجعتی بازنمایانه به نطفه ی هستی چشم می سپارد.

ادامه مطلب پرتاب آدمی به جهان رخدادها

تحلیل رویکرد

  • مرگ در برابر رانه‌ی مرگ

    از مؤلفه‌های سینمای دوشان ماکاویف (Dušan Makavejev) علاوه بر مؤلفه‌ی اصلی موج سیاه سینمای یوگسلاوی (اخذ هویت از سمپتوم به­ جای اخذ هویت از سامان نماد...

تحلیل سینما

  • سرزمین آواره‌ها: سرزمین آرامش

    در جهان پر ملال امروز میان انبوهی از عادات و شیوه‌های تکراری، گاه تجربه‌ی زیستی جدید مسیری تازه پیش روی انسان گشوده و فصلی نو در زندگی او رقم می‌زند....

بانک اطلاعات هنری