اختصاصی

  • جریانی نو در گالری‌داری هنر اصفهان؛ گفت‌وگو با ژیلا منانی

    «ژیلا منانی متولد اصفهان و فارغ‌التحصیل رشته زمین‌شناسی از دانشگاه اصفهان است. وی به منظور ادامه تحصیل، اقامتی نه ساله در ایتالیا داشته که این اقامت منجر به علاقه‌مندی بیشتر او به هنرهای زیبا شده و نتیجه آن گذراندن دوره‌های آزاد در رشته نقاشی در شهر جِنوای ایتالیا بوده است. وی همچنین چند سال به عنو...

تحریریه آکادمی هنر

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

 

ژیل دلوز و فلیکس گتاری

مقدمه:

هنرها همیشه جایی نزدیک به ارزش‌ها زیسته‌اند بر پهنه‌ای که نسبت آن‌ها را ممکن کرده یا خود، چیزی نبوده جز نسبت یا نسبت‌های متکثرشان. هنرها همیشه در فضای ارزش‌ها نفس کشیده‌اند. در فضایی که هر نفس، زاینده‌ی معنایی نو بوده و خطی تازه را در این پهنه گشوده است. هنرها حول ارزش‌ها تجمع می‌کنند، به دور آن‌ها حلقه می‌زنند و از طریقِ آن‌ها کار می‌کنند. هنرها هر قدر هم که توهمِ خودآیین‌بودن را به وجود بیاورند، در نهایت با ارزش‌ها، از طریقِ ارزش‌ها، برای ارزش‌ها یا ضدِ ارزش‌ها عمل می‌کنند. خواه ارزش‌هایی که مستقرند و خواه ارزش‌هایی که خود هنرها تولید می‌کنند. ارزش‌های سیاسی، ارزش‌های مذهبی، ارزش‌های اخلاقی، ارزش‌های اقتصادی، ارزش‌های مفهومی و حتی ارزش‌های ادراکی. رابطه‌ی هنر با تمامی این ارزش‌ها یکسان نیست.

ادامه مطلب هنرها و ارزش‌ها: دلوز، گتاری و مسئله‌ی بازنمایی در هنر
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 3.75 (2 رای)

 

 کنتس کستیلیون

سوبژکتیویته از دسترس زنان بدور نگه‌داشته شده است:  پشتیبانی مالی، برای هر نهادِ بی بدیلِ ابژه‌سازیِ زن، آشکارا از همین طریق تامین می‌شود: ابژه‌ی بازنمایی، گفتمان، میل.


-    لوسه ایریگاری، "تمام نظریاتِ راجع به’ سوژگی’  همواره توسط ‘مردانگی’ به تصرف درآمده است"
    مورخان عکاسی مایلند تا شمار گیج‌کننده‌ی تصاویری را که مورد مطالعه‌اشان است، به دو حیطه‌ی جدا، ولی به ندرت همسان تقسیم کنند: عکاسی مرسوم و عکاسی غیرمرسوم. عکس‌های کنتس کستیلیون در هر دو حیطه جای می‌گیرند. از طرفی، کنتس، تنها یکی از مشتریانِ ثروتمندی بود که از درهای شرکت عکس‌برداری لوکسِ میر و پیرسون، عکاسان رسمی امپراطور دوم و درباریانش، عبور کرد. اکثرِ عکس‌هایی که لوئیس پیرسون از کنتس برداشته است، به لحاظ فنی و صوری، شبیه به عکس‌های دیگر زنانِ نجیب‌زاده و برازنده‌ای است که از خدمات‌شان بهره می‌بردند؛ ولی از سوی دیگر، تعدادِ دفعاتی که کنتس خودش را در معرض دوربین قرار داد و در چند نمونه‌ی تکان‌دهنده، طرز ایستادنِ وی مقابل دوربین، استثنائی است. ما از کنتسی که با زیر پیراهن زنانه جلوی دوربین ظاهر می‌شود، یا پاهایش را در معرض دید قرار می‌دهد، باید چه برداشتی داشته باشیم؟ با کمی انصاف،  این هنجارشکنی‌ها را می‌توانیم به عنوان امیال زنی غریب اگر نه دیوانه، بپذیریم؛ ولی وقتی زمینه‌ی فرهنگی و اجتماعی وی را در نظر می‌گیریم، عجیب بودنِ عکس‌ها در مقایسه با این موضوع که وی، خودش طراحِ نحوه‌ی بازنمایی‌‌ها بوده است، از میزان کمی اهمیت داراست. در واقع، بیشترِ اهمیتِ این عکس‌ها که در ابتدا چنین غیرقابل دسته‌بندی به نظر می‌رسند، در همسانی‌شان با دیگر انواع عکاسی، نزدیکی‌شان با دیگر تصاویر، چه مجاز و چه غیرمجاز است. بنایراین، باید بگویم منطق این تصاویر، تنها بیانی منحصر به فرد از وسواس‌های یک کنتس نیست، بلکه طلسم آن فرهنگی است که او را تولید کرده است.

دانلود قسمت اول ترجمة مقاله (با حجم 527 کیلوبایت)

 

 


متن اصلی این مقاله در ویژه‌نامه‌ی عکاسی نشریة اکتبر در سال 1986منتشر شده است.

 

 

 

 

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.67 (3 رای)

 

 

در نقد این اجرا (لبه آشوب) کاری از ندا رضوی‌پور برگزار شده در گالری اعتماد ، با رویکرد جنسیت و زنان بر اساس نظریات سیمون دوبوآر مورد بررسی قرار گرفته است.

ادامه مطلب لبه آشوب؛ خط بطلان زن بر اسارت / نگاه جنسیت و زنان بر نمایشگاه ندا رضوی‌پور در گالری اعتماد
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

 

کنتس کستیلیون

اشتیاق کنتس را به اجرای نقش‌ها، حتی تا آن‌جا که از فرزندش به عنوان  فردِ دوم در میزانسن‌هایش استفاده کند، می‌توان تنها یکی از جزییاتی دانست که نقشِ یک زیبایِ درباری را تمام و کمال نشان می‌دهد، نقشی که قبل از آن‌که او آن را اشغال کند، کاملاً مشخص شده است. به بیان دیگر، عملکردهای این نقش، مانند توصیفات فرموله‌شده و استانداردِ زیبایی‌اش، از تمام جهات از قبل معین شده بودند. وراجی‌های مطبوعات عامه‌پسند، احساساتِ تحسین‌کنندگانش، ادای احترام‌های تشریفاتی به زیبایی زنانه نه تنها بیش از حد، معلوم و مشخص هستند، بلکه نقشی حیاتی جهتِ پنهان کردنِ بی هویتی جایگاه زنانه، پوچی‌اش نسبت به یک سوژگیِ تصدیق‌یافته، بازی می‌کنند. خیلی از حکایاتی که به کنتس چسبانده می‌شود (آن که او خودش را پشت در و کرکره‌ها محصور ‌کرده بود، آینه‌های را پوشانده بود، تا از دیدن رنگ باختن زیبایی‌اش دوری کند؛ آن که او از وقتی پا به سن گذاشت، فقط شب‌ها از خانه خارج می‌شده است) بیش از هرچیز، گواهِ ساختارِ متنی اوست، درست مانند عکس‌هایش که بیشتر آشکارگرِ شخصیتی داستانی‌اند تا یک انسان؛ ولی وحشت، تحسین حتی ستایش‌هایی که کنتس کستیلیون در طول شهرت کوتاه‌مدتش در میان زرق و برقِ قصر تویلری  برانگیخت، نباید ما را از حقایق‌ مادی‌ای که زندگی او را به عنوان یک زن مشخص ‌می‌کند، دور کند. آزادی نسبی‌اش، کمتر  به خاطر موقعیت و درآمدش و بیشتر بخاطر بیوه‌گی‌اش بود، کنت وراسیس در بیست و هشت سالگی، پنج سال بعد از ازدواجشان درگذشت. علاوه بر این، کنتس از خانواده‌ای نجیب‌زاده ولی نه آن‌چنان توانمند بود و ثروت اصلی‌اش چهره‌اش بود. کنت ثروتمند بود و کنتس را در سن پانزه سالگی به شوهر داده بودند- این اصطلاح خیلی معنی‌دار است- نه جایگاه و نه زیبایی کنتس، او را از سرنوشتش به عنوان یک زن، یعنی ابژه مبادله، معاف نساخته بود.
 
   در سنین پیری، کنتس به استودیو لوئیس پیرسون بازگشت. تا آن موقع، بیش از سی سال بود که او را می‌شناخت، و چند سالی نیز هم‌جوار بودند. با در نظر گرفتنِ طبقه و شرایط آنها، احتمال ندارد که دوست بوده باشند، ولی باید نوعی صمیمیت خاص که  زنان اشرافی با خدمتکاران، پزشکان و خیاطانشان حفظ می‌کردند، بینشان بوده باشد. هر چه نباشد، پاهایش را به او نشان داده بود. در دهه‌ی 1890 که این سری از عکس‌ها گرفته شد، کنتس باید چاق و بی‌دندان شده باشد. به نظر می‌رسد قسمت کثیری از موهایش را نیز از دست داده است. با این وجود خطی روی چهره‌اش نیفتاده است(احتمالا از روی نگاتیو روتوش شده‌اند)، ابروانش با مداد کشیده، پلکش سایه زده شده است. به پیرسون گفته بود تا چند مجموعه عکس از او بگیرد: در لباس شبی که او در جوانی‌اش پوشیده بود، در لباسی برای رفتن به خیابان، در لباسی شبیه لباس عزاداری. دوباره سفارش داد تا از پاهایش عکس گرفته شود، این‌بار از زاویه‌ای عجیب.  پاهایش روی یک صندلی یا بالشِ زیر زانویی به صورت کشیده قرار گرفته‌اند و دوربین باید از پشت شانه به سمت دامنش به پایین معطوف شده باشد. سفیدیِ مرده‌گونِ پاها، همراه با سیاهی و شکل بالشی که پاها روی آن است، هیچ چیز را به اندازه‌ی جسدی در تابوت تداعی نمی‌کند. در عکسی، او سینه‌بند لباسش را باز کرده است، و آنچه زیر آن است نه لباس زیر توریِ اشرافی، بلکه زیرپوشی فقیرانه است، زیرپوشی که ممکن است توسط زنی گدا پوشیده شود. در این‌جا تشخیص حالتش سخت می‌نماید، حالتی بین لبخند و دهن کجی دارد. دست‌هایش در حالت غریبی قرار گرفته‌اند، حال آن که آگاهانه آن طور قرار گرفته‌اند یا نه، ولی اشاره به عضو جنسی‌اش دارند.
    از این سری عکس‌برداری، کنتس گروهی از عکس‌ها را انتخاب و با چند کوک به هم وصل کرد. روی قطعه‌ای کاغذ، در زیر عنوان "مجموعه‌ی گل رز"  نام مکان¬هایی که آن لباس‌شب را بین سال¬های  1865 تا 1895 پوشیده بود، نوشت (تویلری،کومپین،و غیره). بریده‌ کاغذهایی را روی تعداد زیادی از عکس¬ها، انگار که بخواهد سایز کمرش را کاهش دهد، با سوزن وصل کرد.  ولی در تعدادی از عکس‌ها، قطعات کاغذ، به حالتی انگار بی قاعده زده شده‌اند و این احتمال را از بین می‌برد که در هر نمونه، این کار، تلاشی خام‌دستانه  جهت پوشاندن عکس برای عکاسی دوباره است.
  


دانلود قسمت دوم ترجمة مقاله (با حجم 591 کیلوبایت)

 

 

 

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 3.93 (7 رای)

ناتیلوس پنتا 

 

ويم دلووي[1] بلژیکی هنرمند نو مفهومي شناخته شده است که هم اکنون در شهر "برايتون" انگلستان زندگي و کار مي‌کند. او پس از تحقيقات چشمگير در نيمه دوم دهه هشتاد ميلادي، به يکي از هنرمندان برجسته دنيا تبديل شده و آثارش در زمره آثار ساير هنرمندان معروف بلژيک نظير رنه مـگريت، مـارسل برودهارت و هنرمندان سورئـاليست قرار گرفته است. پروژه هاي او اغلب مبتکر و بسيار تکان‌دهنده است. بسياري از آثار او بر روي بدن و يا مربوط به آن متمرکز شده است.  او در ابتدا بسيار عاشق نقاشي بوده و در مدرسه هنري درس خوانده است. سپس به تصاوير و نقوش فرش و همچنين بخشي از آثار گوتيک بسيار علاقه نشان داده است. آن‌ها را در الگوهاي جديد طراحي، رنگ آميزي و سپس بر روي بدن خوک خالکوبي نموده است. منتخبي از آثار وي که در نمايشگاه هاي گوناگون برگزار شده بود، هم اکنون در موزه هنرهاي معاصر تهران در معرض نمايش عموم قرار گرفته است.

 

ادامه مطلب نقد آثار ویم دلووی به بهانه نمایش آن در موزه هنرهای معاصر تهران
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (2 رای)

محمد رضا جوادی عکاسی کویر

 

«آهنگ آفتاب» عنوان نمایشگاه محمد رضا جوادی است که نهم شهریور ماه 1395 در موزه هنرهای معاصر افتتاح گردید. موضوع آثار عکاسی شده "کویر ایران، کانون تمدن" است و در قطع‌های بزرگ به نمایش درآمده است. او تصمیم می‌گیرد که خاک کویر ایران را از نزدیکتر ببیند، ببوید، بچشد و آن گاه به گذشته‌اش ببالد و اکنون آن را با همة دشواری‌هایش بسازد. چرا که می گوید: آخر من جزیی از همین زمینم.

ادامه مطلب رد کویر در نوای آفتاب، نگاهی به آثار محمدرضا جوادی در موزه هنرهای معاصر تهران
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 3.40 (5 رای)

 تایپوگرافی ادوود

چکیده:
عنوان‌بندي فیلم، نقطه‌ي آغازين و مرکز توجه اوليه‌ي مخاطب به فیلم مي‌باشد که در آن با استفاده از تایپ‌نگاری، عنوان فیلم و عوامل سازنده‌ی آن در کنار القاء مفاهیم خاص در راستای محتوای داستان فیلم، معرفی می‌شوند. به دلیل اهمیت تایپ‌نگاری در طراحی عنوان‌بندی فیلم، در ايران نيز از ابتدا،‌ يكي از چالش‌هاي مهم در این عرصه‌، نحوه‌ي به‌كارگيري حروف فارسي و هم‌آهنگ‌سازي آن‌ها با رسانه‌هاي نوري بوده‌ است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر در شکل‌گیری عنوان‌‌بندی مناسب در حیطه‌ی طراحی گرافیک و دست‌یابی به نکاتی جهت انتخاب آگاهانه‌ی تایپ‌فیس‌های فارسی مناسب در رسانه‌های نوری و استفاده‌ی صحیح از قابلیت‌ها و توان‌مندی‌های آن‌ها در حوزه‌ی این رسانه بوده است. در این پژوهش میزان و نحوه‌ی حضور انواع تایپ‌فیس‌های رایجِ فارسی و شیوه‌ی بیان محتوای پیام به‌ واسطه‌ی حروف در عنوان‌بندی فیلم‌های ایرانی در 80 فیلم از ابتدای تاریخ سینمای ایران تا کنون بررسی شده است. روش تحلیل داده‌ها در این پژوهش شبه‌آماری است. جامعه‌ی هدف تمامی عنوان‌بندی‌های فیلم‌های ایرانی بوده‌ که نمونه‌های تحقیق از میان آن‌ها به روش هدف‌مند  انتخاب شده‌اند. ابزار تحقیق، چک‌لیست محقق ساخته‌ای است که پایایی و روایی صوری آن به وسیله‌ی بازآزمون و نظر صاحب‌نظران تامین ‌گردیده است. هر بخش از چک‌لیست به منظور دست‌یابی به پاسخ‌های سوالات تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز طراحی شده است. روش گردآوری اطلاعات، مشاهده‌ی نیمه منظم بوده است. نتایج تحقیق به روشنی نشان می‌دهد که بسیاری از تایپ‌نگاری‌ها در عنوان‌بندی فیلم‌های ایرانی بدون توجه کافی نسبت به رسانه و خصوصیات آن می‌باشند.

ادامه مطلب تایپ‌نگاری در عنوان‌بندی فیلم
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.50 (1 رای)

 

 

دکتر بهنام کامرانی در نمایشگاه انفرادی جدیدش عناوین خاصی را در تاریخ فرهنگی یکصدسال اخیر به نقد می‎کشد. او که در رشته پژوهش هنر تحصیل کرده است توانسته است یک کار پژوهشی را در تصویر به نمایش بگذارد.

 

 

 

ادامه مطلب نقد بهنام کامرانی بر تاریخ فرهنگی سده حاضر در نمایشگاه ایرانگردی بر روی اسکناس

تحلیل رویکرد

  • مرگ در برابر رانه‌ی مرگ

    از مؤلفه‌های سینمای دوشان ماکاویف (Dušan Makavejev) علاوه بر مؤلفه‌ی اصلی موج سیاه سینمای یوگسلاوی (اخذ هویت از سمپتوم به­ جای اخذ هویت از سامان نماد...

بانک اطلاعات هنری