اختصاصی

  • جریانی نو در گالری‌داری هنر اصفهان؛ گفت‌وگو با ژیلا منانی

    «ژیلا منانی متولد اصفهان و فارغ‌التحصیل رشته زمین‌شناسی از دانشگاه اصفهان است. وی به منظور ادامه تحصیل، اقامتی نه ساله در ایتالیا داشته که این اقامت منجر به علاقه‌مندی بیشتر او به هنرهای زیبا شده و نتیجه آن گذراندن دوره‌های آزاد در رشته نقاشی در شهر جِنوای ایتالیا بوده است. وی همچنین چند سال به عنو...

نرگس جهانبخش

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کارشناس ارشد پژوهش هنر

همکاری با آکادمی هنر از 1391

نویسنده و مترجم

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.50 (4 رای)

فیلم یک روز بخصوص

همایون اسعدیان پس از دو تجربه خوب «طلا و مس» و «بوسیدن روی ماه» این بار با «یک روز بخصوص» یک عقبگرد مجدد به دوران فیلم‌های تلویزیونی با قصه‌های تکراری دارد. در مرکز داستان حامد (با بازی مصطفی زمانی) روزنامه‌نگاری است که دست به افشای یک فساد اقتصادی و دارویی زده است و از سوی دیگر خود درگیر یک عمل غیرقانونی برای اهدای قلب به خواهرش است.

ادامه مطلب نقد فیلم یک روز بخصوص ساخته همایون اسعدیان؛ همه چیز تکراری است!
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (1 رای)

 

فیلم خصوصی محمدحسین فرح بخش 

تمام افرادی که سینمای ایران را کمی جدی‎تر دنبال می‎کنند شاید شیوه کپی کردن از فیلم‎های مختلف را توسط "پویا فیلم" می‎شناسند.

ادامه مطلب نگاهی به فیلم «خصوصی» ساخته محمدحسین فرح‎بخش / سیستم کپی کردن ادامه دارد!
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.83 (6 رای)

فیلم خوب بد جلف

 

فیلم «خوب، بد، جلف» همانند سریال «پژمان» جهان خود را خارج از فیلم فرا می‌خواند. در صورتی که شما شخصیت پژمان جمشیدی فوتبالیست و برخی روابط دیگر فوتبالیست‌ها را نمی‌شناختید دیگر از سریال «پژمان» لذت نمی‌بردید زیرا به طور مثال شوخی‌ها با پژمان جمشیدی و سپهر حیدری چه از نظر پست و چه از موارد دیگر نیاز به شناخت فوتبال نیز داشت. زوج پژمان جمشیدی و سام درخشانی در سریال پژمان به فیلم «خوب بد جلف» آمده‌اند، اما خبری از شوخی‌های تکراری سریال نیست و فضای دیگری را تجربه خواهید کرد.

ادامه مطلب نقد فیلم خوب، بد، جلف کمدی خوش ساخت پیمان قاسم خانی
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 3.67 (3 رای)

کمدی انسانی


ضعف بزرگ عدم قصه‌گویی در سینمای ایران سال‌هاست که علاج ندارد، اما حال کمدی انسانی فیلم تازه محمدهادی کریمی پر از خرده قصه است که نویسنده‌اش قصه‌گویی بلد نیست. چندین خرده قصه در یک کلیتی ادغام می‌شوند که هیچ مناسبتی با قصه‌های فرعی ندارد و همین فیلم کریمی را دچار ضعف عمیقی کرده که نمی‌توان آن را به یاد سپارد.

ادامه مطلب نقد فیلم کمدی انسانی ساخته محمد هادی کریمی؛ پر از خرده قصه‌ی بی‌ثمر از سرکوب اقلیت
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.63 (4 رای)

نقد فیلم قانون مورفی

 

رامبد جوان با یک کمدی فانتزی نشان داد بهتر از کمدی‌های روز سطحی و لوده این روزها جنس مخاطب خود را در شوخی کردن می‌شناسد ولی هم‌چنان به دلیل داشتن یک ذهن بیش از حد پویا آن‌قدر دوست دارد همه چیز را به هم ببافد که برخی از سکانس‌ها و لحظات از دستش در برود و نتوان به عنوان یک کمدی موفق آن را در ذهن نگه داشت. شیفتگی به برخی لحظات اکشن و تکرار این لحظات از حوصله سربر ترین و خارج شدن از جنس فانتزی در فیلم است.

 


یکی از موفقیت‌های فیلم بر خلاف کمدی‌های دیگر این است که قصه‌ی درست و حسابی با تعلیق‌های به جا دارد و از موقعیت‌های پاره پاره وصله پینه شده تشکیل نشده است. فیلم از زوج کمدی وام می‌برد که من را یاد زوج ژان رنو و کریستین کلویر در کمدی‌های فرانسوی می‌اندازد. یکی فرخ (با بازی امیر جدیدی) افسر پلیسی پخمه است که فکر می‌کند بر اساس قانون مورفی بدشانسی‌ها برایش قطار می‌شود و دیگری بهمن (با بازی امیر جعفری) فردی قوی هیکل که زود عصبانی می‌شود و باید خشمش را کنترل کند. همان ابتدای فیلم سارا دختر بهمن ربوده می‌شود و بهمن از همکار سابقش فرخ درخواست می‌کند به شمال کشور برود و در پیدا کردن آن‌ها کمک کند بدون اطلاع از این‌که فرخ خلع درجه شده است.

سکانس‌های همراهی فرخ و بهمن برای یافتن سارا پر است از لحظات جذاب، از گشت و گذار در شهر تا برخورد با برادر و خواهری گرافیتیست و از کیک حشیش تا خانه سیروس گرجستانی همه خوب از آب درآمده‌اند به خصوص سکانس شوخی‌های سیروس گرجستانی که تلفیقی از شوخی‌های جنسی -به موقع و بدون تاکید که بخواهد وارد لودگی و خارج از عرف شود- و کمدی موقعیت است. در میان همین سکانس‌ها فرخ دل به گرافیتیست می‌بندند و لحظات خوبی در کنار توهم‌هایش  به وجود آمده‌ است. اگر به دنبال یافتن معنای خاصی از لحظات مختلف فیلم باشد سخت در اشتباه هستید زیرا وجه فانتزی فیلم بر وجه کمدی آن غالب است و دو سکانس خوب خوردن کیک حشیش و تماشای ویدیو شلیک به مهناز افشار و دیگری رقص با سیروس گرجستانی هر دو در همان ابعاد گرسنگی و مشنگ زدن فرخ می‌گنجند و تمام می‌شوند. پیش تر رفتن برای یافتن معناهای ضمنی برای یک اثر خوش ساخت تجاری اشتباه است. زیرا قانون مورفی یک فیلم تجاری است که نه در روایت و نه در مفهوم ادعایی ندارد و خیلی صریح قصه خود را همراه با بازی‌های اغراق شده، جفنگیات و ضرب آهنگ تند روایت می‌کند.

 

کلاف قصه جایی گره می‌خورد و متوجه می‌شویم که چرا تمام این اتفاقات رقم خورده که آن‌ها به خانه فرشید می‌روند. این‌جا دیگر قوانین مورفی حاکم نیست زیرا فرخ به قول خودش یاد گرفته که به همه چیز طور دیگری بنگرد. رامبد جوان شیفتگی‌های خودش را وارد قصه کرده و درست از همین جاست که ضربه سختی به فیلمش وارد می‌شود و فیلم افت بسیار محسوسی می‌کند. در خانه فرشید قانون جیگساو شخصیت مشهور سری «اره» حاکم می‌شود. همه جا بسته و خانه تبدیل به نوعی بازی فرار از زندان می‌شود اما همچون جیگساو (با لحن و صحنه‌سازی مشابه)، فرشید از بهمن می‌خواهد به دلیل کشتن دوستش در ده سال پیش، حالا باید شاهد جان دادن فرخ باشد و این کار هم به دست خود بهمن باید انجام شود. این خواسته همان بازی مشهوری است که جیگساو با شخصیت‌های سری اسلشر اره راه می‌انداخت و شخصیت‌ها یا به خود یا به دیگری آسیب می‌زدند.



این ارجاع مستقیم به اره و سکانس‌های بعد از آن به یکباره فیلم را تا سکانس تعقیب و گریز روی آب می‌اندازد و در لحظات پایانی شوخی‌های خوبی را مجدد روی قایق شاهد هستیم. رامبد جوان در مقام کارگردان ارجاع خوب هم دارد یکی گریم مورفی است که نزدیک به گریم پولی یکی از شخصیت‌های مشهور سریال «سوپرانو»ست که مداوم فکر می‌کرد تمام بدبیاری‌ها برایش پیش می‌آید و جوان که خود نقش‌اش را بازی کرده توانسته کاراکتر بامزه‌ای بسازد، اما نقش فرشید که باز هم جوان آن را بازی می‌کند کاملا از فانتزی و کمدی خارج است و سکانس‌های تیراندازی هم بسیار حوصله سر و بر و بد درآمده است. برخی از این شیفتگی‌ها به فیلم نمی‌آید کاراکتر عصبانی بهمن سر برادر گرافیتیسیت را همچون جکی بوی «شهر گناه» داخل توالت فرنگی می‌کند و نماهای مشابهی همچون شهرگناه داریم که به سکانس مرتبط نمی‌آید یا سکانس فرار دختر گرافیتیست که حرکات پارکور می‌کند و هر حرکتش که برای کارگردان جذاب بوده تا چهار پنج بار تکرار می‌شود بی مفهوم است. از این ادا و اصول‌ها فیلم زیاد دارد که فیلم را از منطق فانتزی خود هم دور می‌کند.



در کل فیلم با توجه به محاسنی که از آن یاد شد، یکدست نیست و یک سوم پایینی درست بعد از قانون جیگساو از آن فرم دو سوم خود خارج می‌شود؛ همچون بازی امیر جدیدی که در قسمت‌هایی بسیار خوب درآمده و از پوسته نقش‌های جدی‌اش خارجش کرده، اما در برخی سکانس‌ها همچون آه و ناله‌ها و بیرون ریختن بدبختی‌هایش بسیار بد است و یکدست نیست. به هر حال با توجه به مشاهده فیلم‌های دیگر کمدی این روزها، قانون مورفی قابل دیدن است، ریتم خوبی دارد و جسارت رامبد جوان برای ساختن یک کمدی فانتزی قابل ستایش است.

 

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.50 (4 رای)

بدون تاریخ بدون امضا

 

وحید جلیلوند با فیلم اولش «چهارشنبه 19 اردیبهشت» بسیار مورد توجه قرار گرفت، اما در فیلم دوم او با یک بلاتکلیفی و روایت امن که ضعف‌های بسیاری دارد مواجه هستیم. روایت فیلم از یک الگوی آشکار در سال‌های اخیر پیروی می‌کند که نه مخاطب شگفت زده می‌شود، نه عمق فاجعه که خارج از قاب فیلم عمیق است از دل روایت برای مخاطب عمق پیدا می‌کند

ادامه مطلب نقد فیلم بدون تاریخ، بدون امضا ساخته وحید جلیلوند؛ وجدان بی منطق
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 4.08 (6 رای)

نقد فیلم مصادره

مصادره اولین ساختة مهران احمدی (بازیگر خوب کمدی) مانند دیگر فیلم‌هایی که در سینمای ایران تعدادشان بسیار زیاد است با ایده درخشانی شروع می‌شود و به شکل فاجعه باری ادامه و خاتمه می‌یابد. نوشتن در مورد ایده درخشان و عدم وجود قصه در سینمای ایران حوصله سر بر شده و چیزی که در اینجا با آن روبه‌رو هستیم ایده درخشان در قصه بی‌ربط است. مصادره بیشتر از این‌که فیلم مهران احمدی باشد فیلم رضا عطاران است. اگر چند فیلم اول عطاران را نگاه بکنید با مقدمه خوبی شروع می‌شود و رفته رفته فیلم رو به افول می‌رود. به خصوص که فرم و ساختار فیلم هم در آغاز درخشان پی گرفته می‌شود و آن هم از سر و شکل می‌افتد.

 

ادامه مطلب نقد فیلم مصادره؛ ایده درخشان، قصه‌های بی‌ربط با لحن رضا عطاران
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1 رتبه 5.00 (2 رای)

لیلا حاتمی و امیر جدیدی در فیلم من به کارگردانی سهیل بیرقی

 

فیلم «من» اولین ساختة سهیل بیرقی از آن فیلم‌های قابل تأمل جشنواره سال گذشته است که پر از نکات مثبت و خرده قصه‌های متعدد و جذاب است که سعی دارند استخوان اصلی را محکم کنند اما این تعدد پراکندگی را نیز به وجود می‌آورد و نمی‌توان از آن به عنوان یک فیلم به تمام عیار یاد کرد. با این حال فیلم پر است از نکات مهم که جای آن در سینمای ایران خالی است.

ادامه مطلب نقد فیلم «من» به کارگردانی سهیل بیرقی / همه چیز هست و همه چیز نیست

تحلیل رویکرد

  • مرگ در برابر رانه‌ی مرگ

    از مؤلفه‌های سینمای دوشان ماکاویف (Dušan Makavejev) علاوه بر مؤلفه‌ی اصلی موج سیاه سینمای یوگسلاوی (اخذ هویت از سمپتوم به­ جای اخذ هویت از سامان نماد...

تحلیل سینما

  • سرزمین آواره‌ها: سرزمین آرامش

    در جهان پر ملال امروز میان انبوهی از عادات و شیوه‌های تکراری، گاه تجربه‌ی زیستی جدید مسیری تازه پیش روی انسان گشوده و فصلی نو در زندگی او رقم می‌زند....

بانک اطلاعات هنری