اختصاصی

  • خبر شگفت انگیز برای سینمای ایران، پیمان معادی داور جشنواره ساندنس شد

    پیمان معادی سینماگر ایرانی به عنوان داور جشنواره بین‌المللی فیلم ساندنس آمریکا انتخاب شد. به گزارش ایسنا و به نقل از سایت رسمی جشنواره فیلم ساندنس، پیمان معادی بازیگر، نویسنده و کارگردانی ایرانی به همراه چلسی بارنارد، ماریل هلر، اندرو هی و داوران بخش فیلم‌های مسابقه فیلم‌های بلند آمریکایی جشنواره فیلم ساندنس هستند....
  • جریانی نو در گالری‌داری هنر اصفهان؛ گفت‌وگو با ژیلا منانی

    «ژیلا منانی متولد اصفهان و فارغ‌التحصیل رشته زمین‌شناسی از دانشگاه اصفهان است. وی به منظور ادامه تحصیل، اقامتی نه ساله در ایتالیا داشته که این اقامت منجر به علاقه‌مندی بیشتر او به هنرهای زیبا شده و نتیجه آن گذراندن دوره‌های آزاد در رشته نقاشی در شهر جِنوای ایتالیا بوده است. وی همچنین چند سال به عنو...

دگرگونی احترام در موقعیت‌های فرهنگی مختلف

خانه گوچی 

چقدر برای ما مردمان جهان احترام به بزرگتر، پیشکسوت کاری/هنری اهمیت دارد؟ اگر جواب بلی است این احترام در چه موقعیت و مکانی خدشه‌دار می‌شود؟ مثال‌های دم‌دستی زیادی می‌توان از این‌که ما ایرانی‌ها به بزرگترها یا پیشکسوتان اهمیت می‌گذاریم بسیار است؛ اما چیزی که من را بر آن داشت تا یادداشتی بنویسم تعریف احترام در موقعیت‌های فرهنگی نشانه‌ای مختلف است. با ذکر مثال وارد اصل منظورم شوم. یک چهره شناخته شده روی صحنه در پیشگاه دوربین‌های تلویزیونی از پیشکسوت خود یاد می‌کند اما آن‌جا که فرش قرمز است، آن احترام سابق را نمی‌بینیم. پس متوجه می‌شویم تعریف این احترام در موقعیت‌های متناوب می‌تواند تعریف شود.

حضور چهره‌های سینمایی در هر نقطه‌ای مقابل دید انظار بدون شک توجه برانگیز است، حال واکنش مردم و احترامی که به آن‌ها گذاشته می‌شود چقدر قابل ارزش گذاری است. گمان کنید به یک رستوران مشخص از یک سو چهره جوان و بسیار شناخته شده‌ای هم‌چون محمدرضا گلزار یا نوید محمدزاده و در سوی دیگر یک هنرمند پیشکسوت پا به سن گذاشته وارد شود چقدر صاحب رستوران احترام متقابل میان آن‌ها خواهد گذاشت یا اصلا خود هنرمندان جوان‌تر چگونه از این بازخورد میان خود و آن پیشکسوت برای حفظ شانش بهره می‌برند؟ این سوال از تصاویر فرش قرمز فیلم «خانه گوچی» 2021 مرا به سال 1388 و یک برنامه‌ای که برگزارکننده‌اش بودم برد.

 

در فرش قرمز «خانه گوچی» تمام عکاسان توجه‌اشان به لیدی گاگا بود که او آل پاچینو را کنار خود می‌برد و با افتخار کنارش می‌ایستد. لیدی گاگا خود یکی از هنرمندان سرآمد است که در منزلت و جایگاه هنری‌اش همچون سلبریتی بودنش شکی نیست. همان‌قدر که در سطح جهان شناخته شده در موسیقی، خوانندگی، شناخت هنر و حال بازیگری نیز توان خود را اثبات کرده است. او با چنین جایگاهی با افتخار کنار پیشکسوتش قرار می‌گیرد و از همه مهمتر زمانی که عکاس بی‌ادبی غیرمحترمانه از آل پاچینو می‌خواهد جلوی عکس گرفتن آن‌ها عینک دودی را بردارد لیدی گاگا جلوی دوربین می‌گوید که شان پاچینو را حفظ کنند که جرد لتو دیگر بازیگر فیلم از گاگا می‌خواهد بیخیال آن عکاس شود. بیش از یک دهه است پاچینو نقش مهمی و به یادماندنی در کارنامه‌اش درج نشده ولی به قول لیدی گاگا او آل پاچینو است پیشکسوتی که روزگاری نقش‌های بسیار مهمی بازی کرده و حال او با افتخار کنارش ایستاده. این تنها به جلوی دوربین ختم نمی‌شود و پس از پایان عکاسی گاگا میان عکاسان می‌رود و به آن‌ها اخطار می‌دهد متوجه صحبت‌شان با چنین شخصیت‌های ارزشمندی علاوه بر در نظر گرفتن کهولت سن و شرایط او در مقابل فلش‌ها باشند.

 

این چند ویدیو منتشر شده مرا به سال 1388 برد. مراسمی که در کنار اهالی هنر چند چهره سینمایی –که به امانت نامشان نزد اینجانب بماند- در کنار چند پیشکسوت صداگذاری، آیدین آغداشلو و پرویز تناولی قرار بر حضور داشتند. خبرنگاران و عکاسان خیلی زود در انتظار چهره‌های سینمایی بودند و متاسفانه حتی نام تناولی را نشنیده بودند که برایشان مصاحبه با او اهمیت داشته باشد. مدام از بنده می‌پرسیدند خب اگر چهره‌هاتون تمام شدند ما برویم! هر چه خواهش می‌کردم صبر کنید تا اگر استادان شاخص هنری آمدند از آن‌ها نیز چیزی ضبط شود تاثیری نداشت. مطرح کردن این موضوع بی‌احترامی به جامعه خبری نیست که روزگاری کنار خیلی از این دوستان همکاری کرده‌ام در هر بخش خبری خوب و بد همچون آن سوی مرزها وجود دارد. بحث من در این‌جا همین احترام‌هاست. چقدر آن چهره‌های سینمایی همچون گاگا عمل کردند. چقدر تمایل داشتند با افتخار کنار آن هنرمند والا قرار گیرند. البته با ظهور شبکه‌های اجتماعی تغییراتی در برخورد همین سلبریتی‌ها با هنرمندان دیگر رشته‌ها می‌بینیم. آن روزها عباس کیارستمی را فقط مریدان فیلم‌های هنری می‌شناختند اما در سال‌های آخر حیات ایشان همه چیز تغییر کرده بود. یادمان نرود بهرام بیضایی یکی از بی‌بدیل‌ترین هنرمندان این سرزمین سال پیش اعلام کرد به دلیل نوع برخورد و غرض‌ورزی همکارانش مهاجرت کرده است. او حتی پس از اولین مهاجرتش متوجه شد خیلی چیزها میان ما تغییر کرده و رو به ساخت سگ کشی آورد و در نهایت با یک فیلم انتقادی نسبت به معادلات سینمای ایران عطای ساخت فیلم در کشورش را به لقایش داد و رفت. امیدوارم روزی برسد که احترام در موقعیت‌های فرهنگی و نشانه‌ای تغییر نکند و به صرف نفس انسانیت در پشت آن اهمیت داشته باشد.

 

* از سوی تحریریه برای دست بردن در عکس فرش قرمز که در آرای سردبیر به آن اشاره شده بود پیشاپیش از مخاطب عزیز عذرخواهی می‌کنیم.

 

درباره نویسنده :
دکتر مجید رحیمی جعفری

سوابق تحصیلی: دکتری تئاتر دانشگاه تهران – کارشناس ارشد ادبیات نمایشی با پایان‎نامه بررسی روابط بینامتنی در سینمای ایران (1390-1370) – مهندس تکنولوژی نساجی با پایان‎نامه تأثیر مُد در طراحی ماشین آلات.

 

عرصه فعالیت: مدیرمسئول مجموعة هنری آکادمی هنر / مدرس مقطع کارشناسی ارشد رشته های پژوهش هنر، ارتباط تصویری و تصویرسازی؛ مقطع کارشناسی طراحی لباس / طراح دو دوره سوالات کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد در رشته‌های طراحی لباس، ارتباط تصویری و تصویرسازی / منتقد و پژوهشگر هنر / تهیه کننده تئاتر / نمایشنامه و فیلمنامه‎نویس / عضو سابق  گروه پژوهشی نشانه‎شناسی هنر خانة هنرمندان ایران / دبیر اجرایی چندین همایش‎ علمی / همکاری با نشریات علمی-پژوهشی (همکاری در مقام داور فصلنامه جستارهای زبانی دانشگاه تربیت مدرس، روایت شناسی انجمن علمی نقد ادبی ایران) و تخصصی (از جمله فارابی و صنعت سینما)


نظریه ها: نظریه بیناجسمی / تئوریزه کردن نظریه بینارسانه در سال 1390 /  همکاری با دکتر حمیدرضا شعیری در تئوریزه کردن نظریه ناسرگی 1389

 

زمینه پژوهش: نشانه شناسی گفتمانی / بینامتنیت / نقد ادبی / جلوه‎های نمایشی / سینمای آمریکا / فشن آرت / ژانر / سینمای گرایندهاوس / ارتباط تصویری

 


نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مطالب مرتبط

تحلیل رویکرد