Loading...

مطالب ویژه

    نمایش «شبح اپرای تهران» به طراحی و کارگردانی علی ساسانی‌نژاد از 28ام دی ماه تا 17ام بهمن ماه ...
Detail
    «خانه‌ی کاغذی» داستان خانواده‌ای است در خانه‌ای تقریباً ویران، نزدیکِ مرز که واپسین لحظات پیش ...
Detail
    اشاره: «هم‌هوایی» سال گذشته، طی سه نوبت: فروردين و ارديبهشت [در سالن حافظ تهران]، خرداد [در ...
Detail
یکشنبه, 29 ارديبهشت 1392 22:22

شبحي با دستان خوني

نوشته شده توسط  جواد طوسی
(0 رای‌ها)

 

 

 

رضا ثروتي را در حوزه تئاتر، كارگردان با ذوق و توانايي مي دانم. برداشت نسبتا آزاد او از نمايشنامه «وويتسگ» گئورك بوخنر، به اجرايي ديدني، متفاوت و حرفه يي تبديل شده است. قابليت هاي نمايشي اين متن خوب نوشته شده بوخنر و ابعاد دراماتيك و رواني شخصيت اصلي اش باعث شده كه تاكنون برداشت هاي مختلفي در سينما و تئاتر از آن صورت گيرد.


    رضا ثروتي را در حوزه تئاتر، كارگردان با ذوق و توانايي مي دانم. برداشت نسبتا آزاد او از نمايشنامه «وويتسگ» گئورك بوخنر، به اجرايي ديدني، متفاوت و حرفه يي تبديل شده است. قابليت هاي نمايشي اين متن خوب نوشته شده بوخنر و ابعاد دراماتيك و رواني شخصيت اصلي اش باعث شده كه تاكنون برداشت هاي مختلفي در سينما و تئاتر از آن صورت گيرد. دو نمونه مثال زدني اش در سينما «پستچي» داريوش مهرجويي (1351) و « وويتسگ» ورنر هرتسوك (1979) است. آنچه به كار ثروتي در اين اجرا ارزش و اعتبار بخشيده، قرينه پردازي و معادل يابي متكي به فرم در جهت نمايش انسان تحقير شده و به جنون كشيده بوخنر است. «وويتسك» را مي توان شمايل معصومانه يي دانست كه وقتي در يك دنياي زشت و دهشتناك مورد بهره برداري قرار مي گيرد و احمق قلمداد مي شود، چاره يي جز اجراي خشونت ندارد. انگار در چنين اعاده حيثيت تاريخي اي، با خود اين جمله را زمزمه مي كند: «پيكرت اي مسيح، خونين و لرزان بود. پس بگذار دل من براي خاطر عزيزت بتپد.» براي ثروتي نمايشنامه بوخنر محملي در جهت به تصوير كشيدن دنيايي هذياني و كابوس زده و عجين شده با «خشونت» است. او در همان ابتدا همراه با نمايش به صليب بسته شدن يك مرد و بريدن دست هاي او با اره به ما مي گويد: «اين شروع يك پايانه» و خشونت مورد نظرش را ثبت و در ادامه با حالت دفرمه آدم ها و صحنه و جنس موسيقي انتخابي، به درشت نمايي اين خشونت و تبديلش به فرم مي پردازد.

طراحي صحنه، اشيا و موسيقي همه در خدمت اين كابوس هولناك هستند. ثروتي اين درك هوشمند را دارد كه از موسيقي و صدا در بخش هاي مختلف اجرا (مثلاصداي اسكيتي كه سروان به پا كرده و آن سراشيبي را پايين و بالامي كند) براي ايجاد «تعليق» و «ريتم» به درستي استفاده كند. اين كنتراست شخصيتي و حالات روحي و رواني «وويتسگ» دستاورد نظام هاي فاشيستي و توتاليتر به شمار مي آيد. فيزيك «نوسفراتو»يي آن مرد بدهيبت كوتوله و تبديل شدنش به موشي عظيم الجثه، دنياي سياه و تلخي را در معرض ديد ما قرار مي دهد كه فروپاشي اش نياز به يك زلزله دارد. به ياد بياوريم قصه تعريف كردن كنايه آميز و غيرعادي اين «سمفوني وحشت» را در يكي از قسمت هاي نمايشنامه: «يكي بود، بود يكي... همه مرده بودند، هيچ كي نبود.» و به دنبال آن قهقهه شيطاني مداوم او در فضا مي پيچد و سياهي بر صحنه حاكم مي شود. فارغ از متن و روايت خونين بعدي بوخنر، اين شكل و قالب بياني مي توانست پاياني براي نمايشي با چنين نشانه ها و مولفه هاي مضموني باشد. توجه كارگرداني با سلايق و روحيات رضا ثروتي به فرم در برابر نمايشنامه يي با حال و هواي «وويتسگ»، مي تواند توجيه پذير باشد و در همين رابطه مي بينيم كه بازي هاي خوب و كنترل شده بازيگران در خدمت اين فرمگرايي است. ولي ايراد اصلي اين اجرا را بايد در شيفتگي بيش از حد «ثروتي» به فرم دانست كه زمينه ساز طولاني شدن مدت نمايشنامه و تصور چندين پايان بندي در ذهن ما مي شود. با اين همه ريسك پذيري رضا ثروتي و نگاه جدي و هنرمندانه او به كارش، «وويتسگ» را به يكي از بهترين و قابل بحث ترين اجراهاي چند سال اخير تبديل كرده است.

 

منبع: اعتماد

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تبلیغات