Loading...

مطالب ویژه

    نمایش «شبح اپرای تهران» به طراحی و کارگردانی علی ساسانی‌نژاد از 28ام دی ماه تا 17ام بهمن ماه ...
Detail
    «خانه‌ی کاغذی» داستان خانواده‌ای است در خانه‌ای تقریباً ویران، نزدیکِ مرز که واپسین لحظات پیش ...
Detail
    اشاره: «هم‌هوایی» سال گذشته، طی سه نوبت: فروردين و ارديبهشت [در سالن حافظ تهران]، خرداد [در ...
Detail
خطا
  • JLIB_DATABASE_ERROR_FUNCTION_FAILED
یکشنبه, 29 ارديبهشت 1392 21:58

همه چیز و هیچ چیز! / نگاهی به نمایش «آمدیم نبودید رفتیم»

نوشته شده توسط  مجید رحیمی جعفری
(0 رای‌ها)

 

 

 

نمایش آمدیم نبودید رفتیم کاری از گروه سایه به کارگردانی رضا حداد از نمایش‎های روی صحنه –سالن شماره 2 تماشاخانه‎ی ایرانشهر- است که استقبال کم‎نظیری از آن شده است. نمایشی که همه چیز در خود دارد و سخن از آن ما را به فرای‎متن و شکل‎گیری چنین نمایش‎هایی در داخل کشور خواهد برد.


پرهزینه و خوش ساخت

این نمایش به گفته کارگردانش 380 میلیون تومان هزینه در بر داشته و شاید به دلیل کم بودن رسانه‎های تئاتری افرادی که این نوشته را می‎خوانند تعجب کنند که مگر تئاتر ایران هم چنین پروژه‎هایی را روی صحنه دارد. در جوابشان باید بگویم، آری! گروه سایه در ادامه کارهای تجربی خود دست به ساخت نمایشی زده است که کمی از استانداردهای دیگرن نمایش‎ها بالاتر است. تم آخرالزمانی دادن به داستان پینوکیو سبب شده دکورها به صورت پروژکشن نمایش داده شوند و خیلی کم دکوری داشته باشیم جز چند صحنه مانند ایستگاه رادیویی.

استفاده از افراد با تجربه بین المللی از دیگر مسائل پرخرج این نمایش بوده که خود نه تنها سبب ارتقای کار در اجرا شده بلکه می تواند افرادی را از خود گروه سایه برای آینده نه چندان دور تربیت کند. تعداد زیاد بازیگران سرشناس نیز از دیگر مسائل پرخرج این تئاتر است. حضور مهناز افشار در این پروژه خود کلی حرف و حدیث به همراه داشت و حال با روشن شدن دستمزدش –که مشخص شده اسپانسر شخصی داشته- بیشتر حاشیه‎ساز شده است. چنین هزینه‎ای کاش هوشمندانه‎تر خرج می‎شد تا نمایشی در سطوح بین‎المللی را می‎توانستیم عرضه کنیم.

 

اجرا (کرئوگرافی، نمایش و اجرای زنده موسیقی)

نمایش آمدیم نبودید رفتیم همه چیز دارد. از به صحنه آوردن داستان پینوکیو گرفته تا بیش از سی دقیقه اجرای حرکت. کرئوگرافی که گروه واقعا زحمت زیادی کشیده‎اند. اجرای هماهنگ در کشورهای دیگر کار ساده‎ای است اما ما که در ورزش‎های تیمی هم هماهنگ نیستیم در این‎جا هماهنگی در حد قابل قبولی است؛ البته اگر بخواهیم سخت‎گیرانه و در سطح جهانی نگاه کنیم ما هنوز از چند رقاص خیابانی که با یکدیگر تمرین و در رقص‎های خیابانی شرکت می‎کنند نیز عقب‎تر هستیم. مشکل کرئوگرافی این نمایش بیشتر ناهمخوانی با اصل متن بود. ما متوجه نمی‎شدیم این حرکات که بیشتر شبیه استریت دنس و بریک دنس بودند با نام حرکت و نمایش‎ فیزیکال در پیکره این نمایش چه می‎خواست. صرفا اجرای این حرکات و ناهماهنگی آن‎ها با هسته اصلی نمایش بزرگترین مشکل نمایش بود. در سوی دیگر گروه نوازندگانی چند ترانه زنده اجرا کردند تا نمایش آمدیم، نبودید رفتیم در خودش همه چیز را جا داده باشد و مخاطبی که تنها 20 هزارتومان هزینه کرده است کنسرت ببیند، کرئوگرافی و خود نمایش را هم دنبال کند. این جمله یکی از همراهان بنده بود که با یک بلیط سه نمایش دیدیم. همیشه در تجربه‎های نخست می‎توان از این مشکلات چشم‎پوشی کرد و امید داشت این تجارب نخست تبدیل به پختگی شود و از سوی دیگر هراس داشت که چنین تجربه‎هایی تبدیل به یک فضیلت برای نمایش دیگران شود که بی‎ربط هر چیزی را کنار هم بگنجانند.

 

داستان اصلی نمایش

نمایش بر خلاف ایجاد موقعیت‎های مختلف و این تب پست‎مدرنیسم یک خط روایی ساده دارد. داستانی از گم شدن پینوکیو و پدر ژپتویی که به دنبال اوست. پینوکیویی که می‎خواهد انسان شود و در این راه پینوکیو هر کاری می‎کند و با شیطان نیز هم‎پیمان می‎شود. روایت پینوکیو به جامعه معاصر آورده شده و شاید از معاصر هم گذر کرده و تم آخرالزمانی گرفته است. داستان‎های دیگری خلق نمی‎گردد بلکه تنها موقعیت‎های مختلف در همان داستان ادغام شده است. در تعریف خود پسامدرن در خود متن باید موقعیت‎های متکثر خلق گردد اما این موقعیت‎های هستند که خارح از متن هستند ولی به متن به صورت ناهمگون الصاق شده‎اند و هسته واحدی وجود ندارد.

 

شوخی‎های گل‎درشت

موقعیت‎های ایجاد شده کم‎کم موقعیت‎ها را تحت تأثیر خود قرار می‎دهند. از شوخی با وسایل ارتباط جمعی و شبکه‎های اجتماعی گرفته تا شوخی‎ با مضامین اجتماعی و سیاسی. نمایش هر چه سراغ دیالوگ می‎رود بسیار افت می‎کند. دیالوگ‎ها بسیار سطحی هستند. شوخی‎های مجری رادیو و حتی لحن او بسیار کلیشه‎ای است. افرادی که می‎خواهند بروند تریبون را بگیرند هم دیالوگ‎هایشان کم از شوخی‎های درجه چندم تلویزیونی ندارد و از همه بدتر آن مأموری است که به دنبال متفرق کردن دیگران است. شوخی‎هایی که با سیاست و گاه با مضامین اجتماعی می‎شود مانند همان نمای نزدیک از کلیشه سازی شیطان و آن نما از مهناز افشار در بک‎گراند گل درشت است و موقعیت‎هایی که بر اساس همان خلق شده است چندپاره و بی‎ربط‎تر می‎شوند.

 

تئاتر فیزیکال، پسا دراماتیک و ضد متن

تئاتر پسادراماتیک ضدمتن و ضد درام نیست. این واژه از سوی هانس تیس له‎من برای گرایش‎هایی به کار رفت که از گرایش‎های پرداخت دراماتیک فاصله گرفته بودند و برخلاف تصور ضد متن نبودند. همان‎طور که در مورد آمدیم نبودید رفتیم گفته شد همه چیز در خود دارد گاه ماهیتی پسادراماتیک دارد و گاه سراغ ابزار تکنولوژیک و فیزیک می‎رود و مایه‎های تئاتر فیزیکال می‎گیرد. بدن و اجرا که در مرکز گفتمان قدرت نیز قرار می‎گیرند حرف اول نمایش را می‎زنند و گاه دیگر به سمتی می‎روند که حتی متن را نقض کنند. لحن چندپاره این نمایش ضربه بزرگی به آن زده است و کلاژی از موقعیت‎ها، تصاویر، سبک‎های اجرا (حتی در داخل حرکات نیز کلاژی از حرکات دیده می‎شود)، حضور رسانه‎های ارتباط جمعی مثل تلویزیون، رادیو و اینترنت نتوانسته‎اند از دل خود متن پدید آیند و هر یک می‎توانست وجود نداشته باشد. مثلا حضور سیامک انصاری که در یک موقعیت دو بار حضور پیدا می‎کند اگر نبود چه می‎شد یا حضور دزد دریایی یا دیگر موقعیت‎ها که هیچ ارتباط فرمی هم به یکدیگر ندارند.

 

چندرسانه‎ای

وقتی داستان پینوکیو به فضای آخرالزمانی آمده نمایش هم رسانه‎ها را در کنار یکدیگر جمع می‎کند. دو نفری که با یکدیگر چت می‎کنند، گربه نره و روباه مکار که در تلویزیون دیده می‎شوند، خود سیستم پروژکشن، ایستگاه رادیویی و تلفن راه دور همه و همه بر عصر صنعتی و تأثیر آن در جامعه پسامدرن تأکید دارد. این ابزارها وجه چندرسانه‎ای به نمایش می‎دهند تا جایی که دکور و صحنه را نیز شکل دهند. جهان در گیر و دار تکنولوژی هنوز هم به دنبال راه‎های ارتباطی در این نمایش نشان داده شده است.

 

اجرای بازیگران

نقش مهناز افشار که پس از مدتی هانیه توسلی جای آن را گرفت آن قدر جای کار ندارد که بخواهیم در موردش صحبت کنیم و در کل به دلیل تنوع موقعیت‎ها بازیگران زیادی در صحنه حضور دارند و اغلب هم اجرای خوبی دارند. با وجود این همه حضور می‎توان حضور بابک حمیدیان را بسیار درخشان دانست. بازی او در نقش گربه نره شاید تنها بازی بود که در یاد از این نمایش باقی بماند. پس از او می‎توان به ستاره پسیانی در نقش روباه مکار اشاره کرد. در کل تنها موقعیت این دو نفر به خوبی نوشته شده بود و به همین خاطر نقش آن‎ها در ذهن بیشتر به یاد می‎ماند تا دیگران که همه با افرادی که ماسک زده‎اند فرق چندانی ندارند.

 

همه چیز و هیچ چیز!

نمایش آمدیم نبودید رفتیم تجربه خوبی از گروه سایه است که نشان می‎دهد می‎توان به سمت حرفه‎ای شدن در نمایش و خصوصا نمایش‎های فیزیکال رفت. اجرای موقعیت‎ها به خوبی انجام شده است و کارگردانی خوبی در هر موقعیت دیده می‎شود اما متأسفانه این موقعیت‎ها هیچ ربطی به یکدیگر ندارند و کلاژ بی‎شکلی را ایجاد می‎کنند انگار روی هیچ بومی شکل‎ها و رنگ‎ها نباشند. دیالوگ‎ها و متن ضعیف است و اجرای موسیقی زنده موفق. در کل این نمایش همه چیز دارد ولی از خیلی نظرها که شرح آن رفت هیچ ندارد و تجربه کمی هدر رفته است.

 

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تبلیغات