Loading...

مطالب ویژه

    نمایش «شبح اپرای تهران» به طراحی و کارگردانی علی ساسانی‌نژاد از 28ام دی ماه تا 17ام بهمن ماه ...
Detail
    «خانه‌ی کاغذی» داستان خانواده‌ای است در خانه‌ای تقریباً ویران، نزدیکِ مرز که واپسین لحظات پیش ...
Detail
    اشاره: «هم‌هوایی» سال گذشته، طی سه نوبت: فروردين و ارديبهشت [در سالن حافظ تهران]، خرداد [در ...
Detail
خطا
  • JLIB_DATABASE_ERROR_FUNCTION_FAILED
دوشنبه, 30 تیر 1393 13:56

درباره تراژدی «اویدیپوس» اثر سنکا

نوشته شده توسط  مهدی امیرخانلو
(0 رای‌ها)

 

به یک تراژدی که دوهزار سال پیش نوشته شده است چگونه می‌توان وارد شد؟ می‌شود ویژگی‌های آن را به‌عنوان یک اثر نمایشی از نزدیک بررسی کرد و نحوه شخصیت‌پردازی، شگردهای گره‌افکنی و گره‌گشایی و سایر مختصه‌های شکلی و ساختاری آن را توضیح داد. می‌شود آن را با سایر تراژدی‌های درام‌نویس مقایسه کرد و در مقام قیاس، شباهت‌ها و تفاوت‌ها را برشمرد یا می‌شود رد زندگی شخصی او را در اثر نمایشی دنبال کرد و مثلا نشان داد که جهان‌بینی او در سروشکل‌دادن به اثرش چگونه دخیل بوده است؛ اما به‌علاوه می‌شود حتی از این هم عقب‌تر رفت و این تراژدی دوهزار ساله را با تراژدی هم‌نام دیگرش که پانصد سال قبل از آن نوشته شده است مقایسه کرد، تمام تمهیدات بالا را به یاری طلبید و از خلال برجسته‌کردن تفاوت‌ها و تغییرات، تحول یا تطوری کلی‌تر در سنت تراژدی‌نویسی را ظاهر کرد. منظور ما از این دو تراژدی، چنان‌که در عنوان مقاله آمده است، تراژدی ادیپ‌شهریار به‌قلم سوفوکل و سنکا است و اما به فراخور موضوع یادداشت، که معرفی کتاب «اویدیپوس» اثر سنکا به‌ترجمه مصطفی اسلامیه است، ما تمرکزمان را بر همین متن دوم خواهیم گذاشت.


سنکا نه‌فقط یک تراژدی‌نویس که شاید شناخته‌شده‌تر از آن، یک فیلسوف بزرگ رواقی بود. اما ناهمخوانی تراژدی‌ها با نوشته‌های فلسفی او متداوما خواننده‌هایش را به دردسر انداخته است. از یک‌سو، ما با نوشته‌هایی سروکار داریم که در آنها اعتدال و میانه‌روی، پرهیزکاری، تسلط بر شهوات و دوری از افراط تبلیغ می‌شود و از سوی دیگر، با تراژدی‌هایی که در آنها گستره‌ای از احساساتِ ازحدگذشته بازنمایی می‌شود: «از شهوت فایدرا، یا شیفتگی آندروماخه به‌همسر مرده‌اش، تا کاهلی و آزمندی تسئوس، جاه‌طلبی هرکولس، ناامیدی مگارا یا هکوبا، یا بزدلی یاسون.» (ص. 31) چطور می‌توان میان این دو قطب متضاد سازگاری برقرار کرد؟ شاید بهتر است با سنکاپژوهان دانشگاه آکسفورد هم‌زبان شویم و بگوییم که سنکا، با هدف آموزش اخلاقی، این قهرمانان تراژیک را همچون نمونه‌هایی به‌کار گرفته است تا به ما نشان بدهد که اگر بر شورهای خویش مسلط نباشیم چه تراژدی‌ها روی خواهد داد. به این‌ سان، مثلا در «اویدیپوس»، او «پیامدهای خشم پادشاه تبس بر [پدرش] لایوس را به ما نشان می‌دهد.» (ص. 31) تبدیل صحنه نمایش به یک آزمایشگاه و بلکه قفسه‌ای که موجودات آزمایشگاهی را در آن نگهداری می‌کنند، منجر به خلق «دنیای بسته و هراس‌انگیزی» شده است که کنش‌ها و توصیفات دلهره‌آور و آشوبناک بر آن غالبند. (به‌همین سبب تراژدی‌های سنکا را تراژدی‌های «خون و وحشت[1]» نامیده‌اند.) برای مثال، رجوع کنید به توصیفاتی که حین قربانی دو گاو نر و ماده به‌فرمان پیشگو برای کشف معمای قتل لایوس عرضه می‌شود، یا گزارشی که کرئون از احضار روح لایوس به شاه و حاضران می‌دهد. راستش برای هیچ‌یک از اینها در تراژدی سوفوکل نظیری نیست. اما در همین دنیای بسته، انگار برای قهرمان تراژدی فرصت تامل در نفس و ابراز درونیات فراهم شده است. گویی قهرمان تراژیک از، به‌قول روزنتسوایگ، «گنگی» درآمده است و چون می‌داند که یک مورد آزمایشی است یا، به‌عبارت دیگر، از تقدیر خود آگاه است، به نبرد آن نمی‌رود بلکه به تامل در آن می‌پردازد و بلکه تسلیم آن می‌شود. به‌این‌ترتیب، ادیپ یا اویدیپوس، در همان مونولوگ افتتاحیه اینطور می‌آغازد: «اما بخت، بختِ نگون، چون نسیمی که بر دامنه‌های بلند می‌وزد، چون صخره‌ای که تخته‌هایش خیمه بر اقیانوس می‌زند، ... برتری قدرت را فرومی‌شکند.» (ص. 53) و اما این تامل در نفس یا آگاهی ضمنی از تقدیری که کل کنش تراژدی را برمی‌سازد، به‌علاوه با نوعی آگاهی از عمل نمایشگری همراه است. و این ویژگی دیگری است که اثر سنکا را از اثر سلف آتنی‌اش متمایز می‌کند. ظهور و بروز این آگاهی را مثلا می‌توان در شیوه‌ای دید که کرئون برای ارایه گزارش خود از احضار روح لایوس انتخاب می‌کند، جایی که او گویی خود در جلد لایوس می‌رود و از زبان او حرف می‌زند، یا در گزارش غلام از کاری که ادیپ با چشمان خود کرد: «نعره‌ای هول‌آور می‌کشد و دست‌ها در چهره فرو می‌کند، ... ناخن‌ها گردی چشم‌ها را به آز می‌کاوند، لزج‌مایعی از رگ و پی می‌درند و بیرون می‌کشند... آنگاه ناخن‌ها به ژرفای تهی‌مانده‌هایی می‌خلد که زمانی خانه چشم‌هایش بود.» (ص. 100) گزارش‌هایی از این دست آشکارا به «نقالی» پهلو می‌زنند و تراژدی را به‌لحاظ شکلی به پیش از تولد آن، به سرودهای همسرایی برمی‌گردانند. از اینجا، می‌توانیم با آن دسته از سنکاپژوهان موافقت کنیم که در برابر تحلیل غالب از تراژدی‌های سنکا به‌منزله «درام‌های خواندنی[2]»، آن‌ها را آثاری می‌دانند که برای نمایشنامه‌خوانی خصوصی یا توسط یک اجراکننده (نقال) نوشته شده‌اند.

 

برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.

 

 

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تبلیغات