Loading...

مطالب ویژه

    نمایش «شبح اپرای تهران» به طراحی و کارگردانی علی ساسانی‌نژاد از 28ام دی ماه تا 17ام بهمن ماه ...
Detail
    «خانه‌ی کاغذی» داستان خانواده‌ای است در خانه‌ای تقریباً ویران، نزدیکِ مرز که واپسین لحظات پیش ...
Detail
    اشاره: «هم‌هوایی» سال گذشته، طی سه نوبت: فروردين و ارديبهشت [در سالن حافظ تهران]، خرداد [در ...
Detail
خطا
  • JLIB_DATABASE_ERROR_FUNCTION_FAILED
شنبه, 06 مهر 1392 19:45

نگاهی به نمایش «سیندرلا» / ناآشنامایه‌هایی که گفتمان رسانه‌ای را نابود می‌سازند

نوشته شده توسط  مجید رحیمی جعفری
(0 رای‌ها)

 سیندرلا نام آخرین اثر جلال تهرانی است که در سالن اصلی تئاتر شهر از شهریورماه 1392 در حال اجراست. نمایشی که گویا مخاطبان‌اش یا طرفدار یا مخالف سرسخت آن هستند. نمایشی بسیار پردیالوگ که پر از راز و رمز است و مخاطب در پی کشف نمادها و تأویل‌های شخصی است.

 

سیندرلا داستان تودرتویی دارد که در مرکز آن تیمسار به سروان به دلیل قتل ژنرال مظنون است. سروان عاشق همسر اغواگر ژنرال (سیندرلا) است. پیش از اتفاق، سیندرلا در پی تعبیر فال قهوه‌اش از سروان اسلحه‌ای می‌خواهد که جلوی مرگ خود -که در فال قهوه تعبیر شده- را بگیرد. دختر سرهنگ و همسر ژنرال کفش‌اش را در خانة سروان جاگذاشته است و همین امر سروان را به اصلی‌ترین مظنون ارتکاب قتل تبدیل کرده است. در این ماجرا مشخص می‌شود ژنرال خرسی داشته که در شب حادثه زخمی و متواری شده است.

نمایش در هفت پرده و هفت شبانه‌روز در گفت‌وگوهای دو نفره که اغلب رنگ بازجویی دارند سپری می‌شود. شخصیت‌های دیگری چون گروهبان، همسر گروهبان و سروان دیگر نیز وجود دارند. در تأویل اثر اگر سطح پدیداری آن را تنها به مثابة متن مورد خوانش قرار دهیم؛ آن‌گاه بافت -موقعیت‌های مکانی، جغرافیایی و فرهنگی- اثر را کنار می‌نهیم. اثر را به مثابة آن متنی که پیش‌روی ما قرار گرفته مورد خوانش باید قرار دهیم. تأویل متن از بین این‌که شخصیت‌های نمایش بازنمایی چه دیدگاه، شخصیت و هر چیز دیگری از برون‌متن به درون‌متن هستند را مخدوش می‌کند. آن‌گاه مخاطب نمی‌تواند بر اساس افق‌های تعبیری خود در هرمنوتیک شروع به برداشت‌های مختلف از خرس ژنرال، گروهبان، ژنرال و سیندرلا کند. همة آن‌چیزی که در پیش‌گاه مخاطب حاضرسازی می‌شود مابه‌ازای برون‌متنی دارد و در تحلیل متنی باید پا را فراتر گذاشت و در جست‌وجوی آواهای دیگر از متن‌های فرهنگی و سیاسی بود.

بستر نمایش نیز خود گستردگی زمانی دارد. آغازش با صدای کالسکه و حضور دختر ژنرال (سیندرلا) است؛ گویی از یک قدمت داستانی و تاریخی برخوردار است  (با پیش‌رفت داستان و روبه‌رو شدن با فضای سیاسی -که دخترک اغواگر خود بازیچه‌ی قدرتی است که پدر و مادرش نیز نظامی هستند- مخاطب به یاد نمایش‌نامه‌هایی از جنس کرگدنِ یونسکو می‌افتد)؛ اما در زمان ترک صحنة سروان دوم با صدای دزدگیر یک اتومبیل مواجه می‌شویم. داستان با برخی کدها که همه چیز نظامی و مستبدانه است و حتی این‌که ارزش پول این حکومت پایین است، بافت می‌سازد.

نمایش سیندرلا جلال تهرانی

سیندرلا در سطح اجرایی خود بسیار لنگ می‌زند. هر چه با نظام کلامی متن ارتباط برقرار کنیم در سطح دیداری مشکلات فراوانی وجود دارد. سیندرلا با وجود تمامی ارجاعات برون‌متنی خود -که البته آن‌قدر زیاد است که مخاطب در تکثر تأویل دچار اغتشاش تأویل بسیاری می‌شود- ، لایه‌های معنایی مختلف در نظام کلامی و به خصوص تعلیق و تعویق معنا در گفتمان رسانه‌ای عقیم می‌ماند. سطوح معنایی که در ذهن مخاطب -در مورد قتل ژنرال در دلالت صریح و کشف نمادهای مختلف در دلالت ضمنی- به وجود می‌آیند مدام یکدیگر را به چالش می‌کشند و معنا به تعویق می‌افتد. سیندرلا در این سطح رسانایی بسیار قابل احترام است؛ اما آیا سیندرلا برای اجرای صحنه‌ای نیز مهم شمارده می‌شود؟

 

برای خواندن ادامه مطلب به سایت منبع در اینجا رجوع کنید

 

 

 

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

تبلیغات