دیدار با احمد محمود

 

احمد محمود 

کتاب دیدار با احمد محمود که پوستر فیلم زندگی احمد محمود ساخته بهمن مقصودلو را بر روی جلد خود دارد، با جمله‎ای از استانیسلاوسکی آغاز می‎شود: اگر مردن نبود، هیچ چیز را یادداشت نمی‎کردم. مقدمه‎ی کتاب که به قلم سارک، بابک و سیامک محمود (اعطا) نوشته شده است بیانگر دغدغه‎های این 3 فرزند احمد محمود در انتشار اثری درباره اوست.

 

پس از مقدمه، دست نوشته‎ای از احمد محمود با این مضمون آمده است: “شخصیت داستان باید بتواند در اطراف خود فضائی سیال ایجاد کند تا در آن حرکتی زنده داشته باشد.” قسمت بعدی به 3 شعر از احمد محمود اختصاص دارد و در آغاز شعر اول می خوانیم:

 

درد نسلم بر دوشم نشسته است

 

و، درد تمام تاریخ

 

پس از آن یادداشت کوتاهی از محمود آمده است و بعد عکس هایی از دوران مدرسه تا سربازی و تبعید گرفته تا عکسی با دکتر ابراهیم یونسی. بخش بعدی کتاب، بیوگرافی احمد محمود از زبان خودش است و در قسمت پایانی آن، آثارش را به ترتیب سال انتشار این گونه نام می برد: 1. مجموعه داستان مول (1339)، 2. مجموعه داستان دریا هنوز آرام است (1340)، 3. مجموعه داستان بیهودگی (1341)، 4. مجموعه داستان زائری زیر باران (1348)، 5. مجموعه داستان پسرک بومی (1350)، 6. مجموعه داستان غریبه ها (1350)، 7. رمان همسایه ها (1353)، 8. رمان داستان یک شهر (1360)، 9. رمان زمین سوخته (1360)، 10. یک داستان بلند و دو داستان کوتاه با عنوان دیدار (1369)، 11. مجموعه داستان قصه آشنا (1370)، 12. گزیده 23 داستان کوتاه در مجموعه از مسافر تا تب خال (1371)، 13. رمان مدار صفر درجه (1372)، 14. گفت و گوی لیلی گلستان با احمد محمود با عنوان حکایت حال (1374)، 15. ترجمه ی رمانی از ممدوح بن عاطل ابونزال با نام آدم زنده (1376)، 16. دو فیلم نامه (1374)، 17. رمان درخت انجیر معابد (1379).

 

بخش بعدی کتاب، به هنر از دیدگاه احمد محمود اختصاص دارد و در آن مواردی چون جریان سیال ذهن، نیاز جامعه و هنرمند به همدیگر، پاسخ ضرورت های زمان، پیدا کردن زبان خاص برای نوشتن و ... آمده است. در قسمت کار همین بخش احمد محمود با اشاره به جمله‎ای از ماکسیم گورکی: "در نوشتن هیچ معجزه‎ای وجود ندارد به جز کار و کار و کار..."، می‎نویسد: نویسنده باید به مرحله‎ای از احساس و عاطفه خاص برسد تا این دو مثل جان مایه، در متن کار مکانیکی بنشیند. به عقیده وی هنرمند با واقعیت زندگی که ترکیبی است از انسان و طبیعت با همه ابعادش، برخورد می‎کند و اندیشه هنرمند، به صورت حوهری سیال در واقعیت نفوذ و سنتزی ایجاد می کند که نه از واقعیت جداست و نه از اندیشه هنرمند.

 

خاطرات احمد محمود از دوران کودکی تا 4 بهمن 1380 بخش دیگر کتاب است. قسمت نامه‎ها هم در کتاب گنجانده شده است و در آن نامه‎های رد و بدل شده‎ی او با اشخاصی چون بزرگ علوی، پرویز شهریاری، ابراهیم گلستان، تورج رهنما و دیگران آمده است. احمد محمود در پاسخ نامه ی دکتر قمر غفار از بخش فارسی دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه دهلی نو، رمان هایی که به نظرش در خور اعتناست را به ترتیب این گونه نام می برد: 1. بوف کور از صادق هدایت، 2. چشم‎هایش از بزرگ علوی، 3. شوهر آهو خانم از علی محمد افغانی، 4. سنگ صبور از صادق چوبک، 5. سووشون از سیمین دانشور، 6. جای خالی سلوچ از محمود دولت آبادی، 7. زمستان 62 از اسماعیل فصیح، 8. تا فردا خدا نگهدار از براهیموک. هم چنین احمد محمود در پاسخ نامه ای، شخصیت‎هایی را که در زندگی اش مؤثر بوده‎اند چنین ذکر می‎کند: 1. محمد امین البرزی، 2. دکتر ابراهیم یونسی.

 

مصاحبه‎های احمد محمود، بخش دیگر کتاب را شامل می‎شود. در همین قسمت، احمد محمود در گفت‎و‎گوی مفصلی با خسرو باقری برای مجله چیستا، از انتشار ترجمه آثارش به روسی توسط خانم دکتر کاندی یرا و به آلمانی به وسیله خانم دکتر لطفی و به کردی از طریق همه باقی سخن به میان می آورد. هم چنین در مورد ساعات کار مطالعه، احمد محمود اشاره می‎کند: ساعت 6 از خواب بیدار می‎شوم، ساعت 7 صبحانه می خورم، 7.30 حداکثر پشت میزم نشسته‎ام تا ساعت 1.30 بعد از ظهر که ناهار می‎خورم. تا ساعت 3 استراحت می کنم و بعد از ظهر را مطالعه می‎کنم و به دیدار دوستان می‎گذرانم. بین 8 تا 9.30 شب کار را تعطیل می‎کنم.

 

در ادامه تصاویری از دست خط‎ها، جایزه‎ها و ... احمد محمود در کتاب گنجانده شده است از جمله بخشی از شناسنامه رمان درخت انجیر معابد که در توضیح آن آمده است: احمد محمود برای هر داستان و رمانش، شناسنامه‎ای تهیه می‎نمود. شناسنامه ای از افراد داستان از جمله نام، سال تولد، ازدواج، فوت و ... . در این قسمت متن جایزه نخستین دوره هوشنگ گلشیری که به رمان درخت انجیر معابد تعلق گرفت آمده است: به دلیل گذشته ای که نمی‎گذرد و هر بار به شکل و شمایلی – گاه مدرنیسمی پوشالی و گاه پرستش خرافه – تکرار می‎شود: - آفرینش جغرافیایی خیالی و مبتنی بر رئالیسمی زنده و جزئی نگر و درخشان، - زبان شتابان و رنگین و تصویری که جهانی پریشان و معلق میان گذشته و حال را رام خود کرده است. لوح های تقدیر جایزه ادبی گردون، جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی هوشنگ گلشیری و نمایی از اتاق کار احمد محمود، از دیگر عکس های این قسمت کتاب است.

 

انعکاس بیماری و در گذشت احمد محمود در رسانه‎ها از دیگر بخش‎های کتاب است که در آن یادداشت هایی از محمود دولت آبادی، منوچهر آتشی، هاشم بنی طرفی و دیگران آمده است. دکتر هاشم بنی طرفی یادداشت‎اش را با شعری از سیاوش کسرایی این گونه آغاز می‎کند:

 

بسیار گل که از کف من برده است باد،

 

اما منِ غمین

 

گل‎های یاد کس را پرپر نمی‎کنم.

 

من مرگ هیچ عزیزی را

 

باور نمی کنم.

 

شعری از هوشنگ ابتهاج (سایه) به یاد ابر مرد داستان سرایی، قلم رسای زحمت‎کش، نویسنده دردها و رنج‎های توده احمد اعطا و شعر کابوس های تابستانی به شهر می آیند به یاد احمد محمود که به آستانه رسیده بود از محمود معتقدی و شعر یادآوری از حسین صفاری دوست (ژاله) در این قسمت گنجانده شده است:

 

زمین سوخته ات جان عاشقان را سوخت

 

نگاه مات تو چشمان آسمان را سوخت

 

نقدها و نظرها بخش دیگر این مجموعه است که به نوشته هایی از مهدی قریب، حسن اصغری، جواد امید و مسعود بیزارگیتی اختصاص دارد. بیزاز گیتی با اشاره ای به جمله ی کورولنکو: می‎خواهم که هر واژه و هر جمله لحن سزاوارش را و جای دوستش را داشته باشد و اگر بشود می‎خواهم که هر جمله، حتی اگر از بقیه گسسته شود، رنگ درون‎مایه اصلی و حال و هوای مرکزی را به گوش برساند به نقد قصه آشنای احمد محمود نشسته است. داستان کوتاه درد فراموش شدن، درد جاودانه! نوشته احمد محمود در صفحه‎های پایانی گنجانده شده و کتاب با عکسی از آرامگاه احمد محمود (احمد اعطا) در امامزاده طاهر مهرشهر کرج، به پایان رسیده است.

 

چاپ اول کتاب دیدار با احمد محمود به کوشش سارک محمود (اعطا)، بابک محمود (اعطا) و سیامک محمود (اعطا) را انتشارات معین در شمارگان 2200 نسخه منتشر کرده است.

 

 

 

 

درباره نویسنده :
سید محمد صدرالغروی
نام نویسنده: سید محمد صدرالغروی

دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی

دارای بیش از 150 مقاله در نشریه های چاپی و اینترنتی

پژوهشگر مستقل.